tenue

[ایالات متحده]/ˈtɛnjuː/
[بریتانیا]/ˈtɛnjuː/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. رفتار؛ شیوه؛ سبک لباس
Word Forms
جمعtenues

عبارات و ترکیب‌ها

formal tenue

لباس رسمی

casual tenue

لباس غیررسمی

appropriate tenue

لباس مناسب

elegant tenue

لباس شیک

sporty tenue

لباس ورزشی

summer tenue

لباس تابستانی

winter tenue

لباس زمستانی

traditional tenue

لباس سنتی

business tenue

لباس تجاری

festive tenue

لباس جشن

جملات نمونه

she wore a beautiful tenue to the party.

او یک لباس زیبا به مهمانی پوشید.

his tenue was both stylish and comfortable.

لباس او هم شیک و هم راحت بود.

they decided on a formal tenue for the wedding.

آنها برای عروسی یک لباس رسمی انتخاب کردند.

her tenue reflected her vibrant personality.

لباس او نشان دهنده شخصیت پر جنب و جوش او بود.

the designer showcased a stunning tenue at the fashion show.

طراح یک لباس خیره کننده را در نمایش مد به نمایش گذاشت.

he always chooses a casual tenue for his weekend outings.

او همیشه یک لباس غیررسمی برای تفریح آخر هفته خود انتخاب می کند.

her tenue was perfect for the summer festival.

لباس او برای جشنواره تابستان عالی بود.

they coordinated their tenues for the group photo.

آنها لباس های خود را برای عکس گروهی هماهنگ کردند.

choosing the right tenue can boost your confidence.

انتخاب لباس مناسب می تواند اعتماد به نفس شما را افزایش دهد.

he accessorized his tenue with a stylish belt.

او لباس خود را با یک کمربند شیک تزئین کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید