tergiversated response
پاسخ مماطلهکارانه
tergiversated statement
اظهارنظر مماطلهکارانه
tergiversated answer
پاسخ مماطلهکارانه
tergiversated remarks
نظرات مماطلهکارانه
tergiversated position
موضع مماطلهکارانه
tergiversated explanation
توضیح مماطلهکارانه
tergiversated claim
ادعای مماطلهکارانه
tergiversated view
دیدگاه مماطلهکارانه
tergiversated policy
سیاست مماطلهکارانه
tergiversated argument
استدلال مماطلهکارانه
he tergiversated during the interview, avoiding direct questions.
او در طول مصاحبه، از پرسیدن سؤالات مستقیم اجتناب کرد و در حال تغییر نظر بود.
she tergiversated about her plans, leaving everyone confused.
او در مورد برنامههایش در حال تغییر نظر بود و باعث سردرگمی همه شد.
the politician tergiversated on the issue, trying to please both sides.
سیاستمدار در مورد این موضوع در حال تغییر نظر بود و سعی کرد همهی طرفها را راضی کند.
when asked about his decision, he tergiversated and changed the subject.
وقتی از تصمیمش پرسیده شد، او در حال تغییر نظر بود و موضوع را عوض کرد.
her tergiversated response made it clear she was hiding something.
پاسخ او که در حال تغییر نظر بود، نشان داد که او چیزی را پنهان میکند.
he tends to tergiversate when confronted with difficult questions.
وقتی با سؤالات دشوار مواجه میشود، او معمولاً در حال تغییر نظر است.
the lawyer tergiversated in court, making his argument less convincing.
وکیل در دادگاه در حال تغییر نظر بود که باعث شد استدلالش کمتر قانعکننده باشد.
rather than answering directly, she chose to tergiversate.
به جای پاسخ دادن مستقیم، او تصمیم گرفت در حال تغییر نظر باشد.
they tergiversated about their commitments, causing frustration among the team.
آنها در مورد تعهدات خود در حال تغییر نظر بودند که باعث ناامیدی در بین اعضای تیم شد.
tergiversated response
پاسخ مماطلهکارانه
tergiversated statement
اظهارنظر مماطلهکارانه
tergiversated answer
پاسخ مماطلهکارانه
tergiversated remarks
نظرات مماطلهکارانه
tergiversated position
موضع مماطلهکارانه
tergiversated explanation
توضیح مماطلهکارانه
tergiversated claim
ادعای مماطلهکارانه
tergiversated view
دیدگاه مماطلهکارانه
tergiversated policy
سیاست مماطلهکارانه
tergiversated argument
استدلال مماطلهکارانه
he tergiversated during the interview, avoiding direct questions.
او در طول مصاحبه، از پرسیدن سؤالات مستقیم اجتناب کرد و در حال تغییر نظر بود.
she tergiversated about her plans, leaving everyone confused.
او در مورد برنامههایش در حال تغییر نظر بود و باعث سردرگمی همه شد.
the politician tergiversated on the issue, trying to please both sides.
سیاستمدار در مورد این موضوع در حال تغییر نظر بود و سعی کرد همهی طرفها را راضی کند.
when asked about his decision, he tergiversated and changed the subject.
وقتی از تصمیمش پرسیده شد، او در حال تغییر نظر بود و موضوع را عوض کرد.
her tergiversated response made it clear she was hiding something.
پاسخ او که در حال تغییر نظر بود، نشان داد که او چیزی را پنهان میکند.
he tends to tergiversate when confronted with difficult questions.
وقتی با سؤالات دشوار مواجه میشود، او معمولاً در حال تغییر نظر است.
the lawyer tergiversated in court, making his argument less convincing.
وکیل در دادگاه در حال تغییر نظر بود که باعث شد استدلالش کمتر قانعکننده باشد.
rather than answering directly, she chose to tergiversate.
به جای پاسخ دادن مستقیم، او تصمیم گرفت در حال تغییر نظر باشد.
they tergiversated about their commitments, causing frustration among the team.
آنها در مورد تعهدات خود در حال تغییر نظر بودند که باعث ناامیدی در بین اعضای تیم شد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید