obfuscated

[ایالات متحده]/ˈɒb.fə.skeɪ.tɪd/
[بریتانیا]/ˈɑːb.fə.skeɪ.tɪd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. مبهم یا غیرقابل فهم ساخته شده؛ گیج یا متحیر

عبارات و ترکیب‌ها

obfuscated code

کد مبهم

obfuscated data

داده مبهم

obfuscated text

متن مبهم

obfuscated logic

منطق مبهم

obfuscated algorithm

الگوریتم مبهم

obfuscated message

پیام مبهم

obfuscated output

خروجی مبهم

obfuscated variable

متغیر مبهم

obfuscated function

تابع مبهم

obfuscated information

اطلاعات مبهم

جملات نمونه

the instructions were obfuscated, making them hard to follow.

دستورالعمل‌ها مبهم بودند و درک آن‌ها را دشوار می‌کرد.

the code was intentionally obfuscated to protect intellectual property.

کد به طور عمدی مبهم شده بود تا از مالکیت معنوی محافظت شود.

his explanation was so obfuscated that i couldn't understand it.

توضیحات او آنقدر مبهم بود که نمی‌توانستم آن را درک کنم.

legal documents are often obfuscated to confuse the reader.

اسناد قانونی اغلب مبهم می‌شوند تا خواننده را گیج کنند.

the artist's meaning was obfuscated by abstract imagery.

معنای هنرمند توسط تصاویر انتزاعی مبهم شده بود.

the message was obfuscated by excessive jargon.

پیام توسط اصطلاحات تخصصی بیش از حد مبهم شده بود.

obfuscated data can lead to misunderstandings in analysis.

داده‌های مبهم می‌تواند منجر به سوء تفاهم در تجزیه و تحلیل شود.

the report was filled with obfuscated statistics.

گزارش پر از آمار مبهم بود.

they obfuscated their true intentions during the negotiation.

آن‌ها در طول مذاکره، اهداف واقعی خود را مبهم کردند.

the film's plot was obfuscated by multiple timelines.

طرح فیلم توسط خطوط زمانی متعدد مبهم شده بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید