equivocated

[ایالات متحده]/ɪˈkwɪvəkeɪtɪd/
[بریتانیا]/ɪˈkwɪvəkeɪtɪd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. از زبان مبهم برای پنهان کردن حقیقت استفاده کردن

عبارات و ترکیب‌ها

equivocated answer

پاسخ دوپهلو

equivocated response

واکنش دوپهلو

equivocated statement

اظهار نظر دوپهلو

equivocated position

موضع دوپهلو

equivocated remarks

نظرات دوپهلو

equivocated claim

ادعای دوپهلو

equivocated reply

پاسخ دوپهلو

equivocated explanation

توضیح دوپهلو

equivocated opinion

نظر دوپهلو

equivocated view

دیدگاه دوپهلو

جملات نمونه

she equivocated when asked about her plans for the future.

او در پاسخ به سوال درباره برنامه‌هایش برای آینده، تعلل کرد.

the politician equivocated during the debate to avoid taking a clear stance.

سیاستمدار در طول بحث، برای جلوگیری از اتخاذ موضع روشن، تعلل کرد.

he equivocated on the issue, not wanting to offend anyone.

او در این موضوع تعلل کرد، نمی‌خواست کسی را ناراحت کند.

when pressed for details, she equivocated and changed the subject.

وقتی برای ارائه جزئیات تحت فشار قرار گرفت، او تعلل کرد و موضوع را تغییر داد.

the ceo equivocated about the company's financial situation during the meeting.

مدیرعامل در مورد وضعیت مالی شرکت در طول جلسه، تعلل کرد.

instead of answering directly, he equivocated to buy time.

به جای پاسخگویی مستقیم، او برای به دست آوردن وقت تعلل کرد.

she tends to equivocate when discussing sensitive topics.

او معمولاً در هنگام بحث در مورد موضوعات حساس، تعلل می‌کند.

the witness equivocated, making it difficult to determine the truth.

شهادت‌دهنده تعلل کرد و تشخیص حقیقت را دشوار کرد.

in her speech, she equivocated on several key points.

در سخنرانی خود، او در چندین نکته کلیدی تعلل کرد.

his equivocated response left everyone confused about his intentions.

پاسخ مبهم او باعث سردرگمی همه در مورد نیاتش شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید