termagants

[ایالات متحده]/ˈtɜːməɡənt/
[بریتانیا]/ˈtɜrməɡænt/

ترجمه

adj. خشن یا تهاجمی
n. زن دعوایی یا سرزنش‌کننده

عبارات و ترکیب‌ها

angry termagants

ترماگنت‌های عصبانی

termagants at play

ترماگنت‌ها در حال بازی

termagants in charge

ترماگنت‌ها مسئول هستند

termagants unite

ترماگنت‌ها متحد شوند

termagants in action

ترماگنت‌ها در عمل

fierce termagants

ترماگنت‌های خشمگین

termagants on stage

ترماگنت‌ها روی صحنه

termagants debate

بحث ترماگنت‌ها

termagants in society

ترماگنت‌ها در جامعه

termagants speak out

ترماگنت‌ها صحبت می‌کنند

جملات نمونه

she was often compared to termagants for her fierce personality.

او اغلب به دلیل شخصیت تند و تیزش به ترمگان ها تشبیه می شد.

the termagants in the story were known for their loud arguments.

ترمگان های داستان به دلیل بحث های بلندشان شناخته می شدند.

he couldn't handle the termagants at the meeting.

او نمی توانست با ترمگان ها در جلسه کنار بیاید.

termagants often dominate the conversation in group settings.

ترمگان ها اغلب در محیط های گروهی بر گفتگو تسلط دارند.

her termagant nature made her a formidable opponent.

طبع ترمگان وار او باعث شد حریف سرسخت باشد.

many termagants are seen as assertive rather than aggressive.

بسیاری از ترمگان ها را مصمم تر به جای تهاجمی می بینند.

in literature, termagants often symbolize strong female characters.

در ادبیات، ترمگان ها اغلب نمایانگر شخصیت های زن قوی هستند.

he found it challenging to communicate with the termagants in his family.

او ارتباط برقرار کردن با ترمگان های خانواده اش را چالش برانگیز یافت.

termagants can sometimes be misunderstood as simply being bossy.

گاهی اوقات ممکن است ترمگان ها به عنوان صرفاً بداخلاق درک شوند.

her reputation as a termagant preceded her arrival.

شهرت او به عنوان یک ترمگان قبل از رسیدنش مشهور بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید