angry termagants
ترماگنتهای عصبانی
termagants at play
ترماگنتها در حال بازی
termagants in charge
ترماگنتها مسئول هستند
termagants unite
ترماگنتها متحد شوند
termagants in action
ترماگنتها در عمل
fierce termagants
ترماگنتهای خشمگین
termagants on stage
ترماگنتها روی صحنه
termagants debate
بحث ترماگنتها
termagants in society
ترماگنتها در جامعه
termagants speak out
ترماگنتها صحبت میکنند
she was often compared to termagants for her fierce personality.
او اغلب به دلیل شخصیت تند و تیزش به ترمگان ها تشبیه می شد.
the termagants in the story were known for their loud arguments.
ترمگان های داستان به دلیل بحث های بلندشان شناخته می شدند.
he couldn't handle the termagants at the meeting.
او نمی توانست با ترمگان ها در جلسه کنار بیاید.
termagants often dominate the conversation in group settings.
ترمگان ها اغلب در محیط های گروهی بر گفتگو تسلط دارند.
her termagant nature made her a formidable opponent.
طبع ترمگان وار او باعث شد حریف سرسخت باشد.
many termagants are seen as assertive rather than aggressive.
بسیاری از ترمگان ها را مصمم تر به جای تهاجمی می بینند.
in literature, termagants often symbolize strong female characters.
در ادبیات، ترمگان ها اغلب نمایانگر شخصیت های زن قوی هستند.
he found it challenging to communicate with the termagants in his family.
او ارتباط برقرار کردن با ترمگان های خانواده اش را چالش برانگیز یافت.
termagants can sometimes be misunderstood as simply being bossy.
گاهی اوقات ممکن است ترمگان ها به عنوان صرفاً بداخلاق درک شوند.
her reputation as a termagant preceded her arrival.
شهرت او به عنوان یک ترمگان قبل از رسیدنش مشهور بود.
angry termagants
ترماگنتهای عصبانی
termagants at play
ترماگنتها در حال بازی
termagants in charge
ترماگنتها مسئول هستند
termagants unite
ترماگنتها متحد شوند
termagants in action
ترماگنتها در عمل
fierce termagants
ترماگنتهای خشمگین
termagants on stage
ترماگنتها روی صحنه
termagants debate
بحث ترماگنتها
termagants in society
ترماگنتها در جامعه
termagants speak out
ترماگنتها صحبت میکنند
she was often compared to termagants for her fierce personality.
او اغلب به دلیل شخصیت تند و تیزش به ترمگان ها تشبیه می شد.
the termagants in the story were known for their loud arguments.
ترمگان های داستان به دلیل بحث های بلندشان شناخته می شدند.
he couldn't handle the termagants at the meeting.
او نمی توانست با ترمگان ها در جلسه کنار بیاید.
termagants often dominate the conversation in group settings.
ترمگان ها اغلب در محیط های گروهی بر گفتگو تسلط دارند.
her termagant nature made her a formidable opponent.
طبع ترمگان وار او باعث شد حریف سرسخت باشد.
many termagants are seen as assertive rather than aggressive.
بسیاری از ترمگان ها را مصمم تر به جای تهاجمی می بینند.
in literature, termagants often symbolize strong female characters.
در ادبیات، ترمگان ها اغلب نمایانگر شخصیت های زن قوی هستند.
he found it challenging to communicate with the termagants in his family.
او ارتباط برقرار کردن با ترمگان های خانواده اش را چالش برانگیز یافت.
termagants can sometimes be misunderstood as simply being bossy.
گاهی اوقات ممکن است ترمگان ها به عنوان صرفاً بداخلاق درک شوند.
her reputation as a termagant preceded her arrival.
شهرت او به عنوان یک ترمگان قبل از رسیدنش مشهور بود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید