terminates

[ایالات متحده]/ˈtɜːmɪneɪts/
[بریتانیا]/ˈtɜrməˌneɪts/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. عمل به پایان رساندن چیزی
v. به پایان رساندن چیزی؛ اخراج از کار؛ رسیدن به مقصد نهایی (برای اتوبوس یا قطار)

عبارات و ترکیب‌ها

contract terminates

قرارداد منقضی می‌شود

service terminates

خدمات منقضی می‌شود

agreement terminates

توافقنامه منقضی می‌شود

connection terminates

اتصال منقضی می‌شود

employment terminates

استخدام منقضی می‌شود

session terminates

جلسه منقضی می‌شود

lease terminates

اجاره منقضی می‌شود

subscription terminates

اشتراک منقضی می‌شود

policy terminates

سیاست منقضی می‌شود

access terminates

دسترسی منقضی می‌شود

جملات نمونه

the contract terminates at the end of the month.

قرارداد در پایان ماه منقضی می‌شود.

his employment terminates after five years.

اشتغال او پس از پنج سال منقضی می‌شود.

the program terminates unexpectedly due to an error.

برنامه به طور غیرمنتظره‌ای به دلیل خطا منقضی می‌شود.

the agreement terminates if either party fails to comply.

توافق‌نامه در صورتی منقضی می‌شود که هر یک از طرفین در رعایت آن کوتاهی کند.

the service terminates when the payment is not received.

خدمات در صورتی منقضی می‌شود که پرداخت دریافت نشود.

the lease terminates after the specified period.

اجاره پس از مدت زمان تعیین شده منقضی می‌شود.

the software automatically terminates after a period of inactivity.

نرم‌افزار پس از یک دوره عدم فعالیت به طور خودکار منقضی می‌شود.

the session terminates after 30 minutes of inactivity.

جلسه پس از 30 دقیقه عدم فعالیت منقضی می‌شود.

the agreement terminates upon mutual consent.

توافق‌نامه با توافق متقابل منقضی می‌شود.

the policy terminates when the insured reaches 65 years old.

بیمه زمانی منقضی می‌شود که بیمه‌شده 65 سالگی را به پایان رساند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید