terreno

[ایالات متحده]/[ˈtɛrɪnoʊ]/
[بریتانیا]/[ˈtɛrɪnoʊ]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. زمین؛ خاک؛ مساحت زمین؛ یک قطعه زمین؛ یک باغچه؛ در ورزش، منطقه‌ای که بازی در آن انجام می‌شود.

عبارات و ترکیب‌ها

terreno firme

زمین محکم

terreno accidentado

زمین پیچیده

terreno común

زمین معمول

terreno baldío

زمین خالی

terreno elevado

زمین بلند

terreno desconocido

زمین ناشناخته

terreno cultivado

زمین کشتی شده

terreno peligroso

زمین خطرناک

terreno llano

زمین م扁

terreno fértil

زمین خصیف

جملات نمونه

the terreno was uneven and difficult to walk on.

زمین نеровانه و دشوار برای پیاده روی بود.

we analyzed the terreno to determine its suitability for construction.

ما زمین را تحلیل کردیم تا مناسب بودن آن برای ساخت و ساز را تعیین کنیم.

the farmer cultivated the terreno to grow crops.

کشاورز زمین را فرهنگی کرد تا محصولاتی را بکارد.

the terreno sloped gently towards the river.

زمین به آرامی به سمت رودخانه می‌خیس.

the terreno's soil was sandy and dry.

خاک زمین ریز و خشک بود.

they surveyed the terreno to assess its value.

آنها زمین را بررسی کردند تا ارزش آن را ارزیابی کنند.

the terreno was covered in lush vegetation.

زمین با گیاهان سبز پوشیده بود.

the children played on the terreno behind the house.

کودکان در زمین پشت خانه بازی می‌کردند.

the terreno offered a stunning view of the mountains.

زمین یک دید بسیار زیبای کوه‌ها را ارائه می‌داد.

the terreno was ideal for a vineyard.

زمین برای یک میوه‌زمین مناسب بود.

they bought the terreno with the intention of building a house.

آنها زمین را با نیت ساخت خانه خریدند.

the terreno's composition was primarily clay.

تکیه زمین از هم‌چون گل بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید