terres

[ایالات متحده]/ˈtɛəz/
[بریتانیا]/ˈtɛrz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. جمعِ terre که به معنای زمین است.
abbr. کوتاه‌نویسی برای Trans-Europe Railroad Express.

عبارات و ترکیب‌ها

terre rare

خاک نادر

terres rares

خاک‌های نادر

terre verte

خاک سبز

les terres

خاک‌ها

terre jaune

خاک زرد

terre blanche

خاک سفید

bonne terre

خاک خوب

terre battue

خاک فشرده

terre noire

خاک سیاه

terre rouge

خاک قرمز

جملات نمونه

the farmer purchased several hectares of fertile terres to expand his organic vegetable operation.

کشاورز چند هکتار از زمین‌های خاکی خصیف را برای گسترش کشت سبزیجات ارگانیک خریداری کرد.

geologists discovered significant deposits of rare earth elements in the region's terres rares.

ژئولوژیست‌ها در زمین‌های خاکی نادر منطقه ذخایر معنی‌داری از عناصر زمین‌های نادر را کشف کردند.

the indigenous community has protected their ancestral terres for generations through sustainable farming practices.

جامعه ساکن از طریق روش‌های کشاورزی پایدار، زمین‌های خاکی اجدادی خود را در طول چند نسل حفظ کرده‌اند.

government officials implemented new regulations for the management of agricultural terres to prevent soil degradation.

مسئولان دولتی قوانین جدیدی را برای مدیریت زمین‌های کشاورزی به منظور جلوگیری از تخریب خاک اعمال کردند.

environmental scientists studied the rare terres of the wetland ecosystem to understand its unique biodiversity.

دانشمندان محیط زیست زمین‌های خاکی نادر اکوسیستم مرزهای آبی را مورد مطالعه قرار دادند تا تنوع زیستی منحصر به فرد آن را درک کنند.

the development company faced strong opposition when proposing to convert communal terres into commercial real estate.

شرکت توسعه‌دهی در زمان ارائه پیشنهاد تبدیل زمین‌های جمعی به املاک تجاری با مقاومت قوی مواجه شد.

agricultural experts recommended crop rotation techniques to restore nutrients to the depleted terres.

متخصصان کشاورزی فنون چرخه کشت را برای بازگرداندن مواد مغذی به زمین‌های خاکی کاهش یافته توصیه کردند.

the archaeological team uncovered ancient pottery fragments buried beneath the terres of the historical site.

تیم باستان‌شناسی قطعات قدیمی سفال را که زیر زمین‌های خاکی مکان تاریخی پنهان شده بودند، کشف کرد.

conservationists established a protected zone to preserve the fragile terres of the mountain ecosystem.

حفاظت‌کنندگان یک منطقه حفاظت شده را برای حفظ زمین‌های خاکی نازک اکوسیستم کوهستانی ایجاد کردند.

local farmers formed a cooperative to collectively manage their irrigation systems across the fertile terres.

کشاورزان محلی یک همکاری را تشکیل دادند تا سیستم‌های آبیاری خود را در سراسر زمین‌های خاکی خصیف به طور مشترک مدیریت کنند.

the university research station conducts experiments on drought-resistant crops suitable for marginal terres.

ایستگاه تحقیقاتی دانشگاه آزمایش‌هایی را روی محصولات مقاوم به خشکی که برای زمین‌های خاکی کرانه‌ای مناسب هستند، انجام می‌دهد.

historical records indicate that these terres were once covered by ancient forests before agricultural development.

دستاوردهای تاریخی نشان می‌دهند که این زمین‌های خاکی یک زمانی قبل از توسعه کشاورزی توسط جنگل‌های باستانی پوشیده شده بودند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید