terrorizer

[ایالات متحده]/ˈtɛrəˌraɪzər/
[بریتانیا]/ˈtɛrəˌraɪzər/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. کسی که از تاکتیک‌های ترور استفاده می‌کند

عبارات و ترکیب‌ها

terrorizer in charge

تروریست مسئول

terrorizer of peace

تروریست صلح

terrorizer at large

تروریستی که آزاد است

terrorizer in disguise

تروریست در پوشش

terrorizer of children

تروریست کودکان

terrorizer of society

تروریست جامعه

terrorizer of dreams

تروریست رویاها

terrorizer in action

تروریست در عمل

terrorizer of justice

تروریست عدالت

جملات نمونه

the bully was known as the terrorizer of the playground.

بولى به عنوان وحشت‌افکن زمین بازی شناخته می‌شد.

the movie featured a terrorizer who haunted the dreams of the characters.

فیلم سینمایی دارای شخصیتی بود که کابوس‌های شخصیت‌ها را آزار می‌داد.

parents often worry about their children being targeted by a terrorizer.

والدین اغلب نگران این هستند که فرزندانشان مورد هدف یک وحشت‌افکن قرار گیرند.

the police were called to deal with the local terrorizer.

از پلیس خواسته شد تا با وحشت‌افکن محلی برخورد کند.

in stories, the terrorizer often has a backstory that explains their behavior.

در داستان‌ها، وحشت‌افکن اغلب دارای پیشینه‌ای است که رفتار او را توضیح می‌دهد.

the community came together to stand against the terrorizer.

جامعه برای مقابله با وحشت‌افکن متحد شد.

she felt like a terrorizer when she played pranks on her friends.

وقتی شوخی با دوستانش می‌کرد، احساس می‌کرد وحشت‌افکن است.

the terrorizer's identity was finally revealed in the last chapter.

در نهایت، هویت وحشت‌افکن در فصل آخر فاش شد.

he tried to act tough, but deep down, he was just a terrorizer.

سعی کرد قوی به نظر برسد، اما در اعماق وجودش فقط یک وحشت‌افکن بود.

the terrorizer left a trail of fear wherever they went.

وحشت‌افکن در هر کجا که می‌رفت، رد پای ترس را به جا می‌گذاشت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید