texted

[ایالات متحده]/tɛkstɪd/
[بریتانیا]/tɛkstɪd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. صورت گذشته و صورت گذشته پارسیل از فعل "text"

عبارات و ترکیب‌ها

texted back

پاسخ داد

texted him

به او پیام داد

texted me

به من پیام داد

texted today

امروز پیام داد

texted yesterday

دیروز پیام داد

texted her

به او پیام داد

texted them

به آنها پیام داد

texted first

اول پیام داد

جملات نمونه

she texted me back right away.

او فورا به من پیام گذاشت.

i texted him to ask about the meeting.

من به او پیام گذاشتم تا درباره جلسه سوال کنم.

they texted each other throughout the day.

آنها در طول روز به یکدیگر پیام می‌دادند.

he texted me a funny meme.

او یک مeme جالب به من پیام گذاشت.

i texted my mom to let her know i was safe.

من به مادرم پیام گذاشتم تا بداند من امن هستم.

she texted me a link to the article.

او یک لینک به مقاله به من پیام گذاشت.

i haven't texted him in months.

من در ماه‌ها پیام به او نداده‌ام.

they texted me about the party.

آنها درباره جشن به من پیام گذاشتند.

did you text him back?

آیا به او پیام گذاشتی؟

i texted my friend to see if she was coming.

من به دوستم پیام گذاشتم تا ببینم آیا می‌آید یا نه.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید