texting

[ایالات متحده]/ˈtɛkstɪŋ/
[بریتانیا]/ˈtɛkstɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. ارسال پیامک (ن)

عبارات و ترکیب‌ها

texting someone

ارسال پیامک

constant texting

ارسال پیامک مداوم

texting and driving

ارسال پیامک و رانندگی

texting back

پاسخ دادن به پیامک

texting later

ارسال پیامک بعداً

texting now

ارسال پیامک الان

texting habits

عادت‌های ارسال پیامک

just texting

فقط ارسال پیامک

texting groups

گروه‌های ارسال پیامک

جملات نمونه

i'm constantly texting my friends throughout the day.

من به طور مداوم در طول روز با دوستانم پیامک می‌فرستم.

she's terrible at texting; she always makes typos.

او در پیامک کردن خیلی بد است؛ همیشه غلط املایی می‌کند.

we arranged to meet by texting each other our locations.

ما با پیامک کردن مکان‌هایمان به یکدیگر، قرار ملاقاتمان را تنظیم کردیم.

he's been texting me non-stop about the concert tickets.

او بدون وقفه به من پیامک می‌فرستد درباره بلیط کنسرت.

is texting a good way to communicate important information?

آیا پیامک کردن راه خوبی برای برقراری ارتباط در مورد اطلاعات مهم است؟

i prefer calling to texting, it feels more personal.

من ترجیح می‌دهم به جای پیامک کردن، تلفنی صحبت کنم، احساس می‌کند شخصی‌تر است.

they started dating after exchanging a few texts.

آنها بعد از تبادل چند پیامک با یکدیگر، شروع به قرار گذاشتن کردند.

avoid texting while you're driving, it's dangerous.

در حالی که رانندگی می‌کنید از پیامک کردن خودداری کنید، خطرناک است.

she responded to my text with a simple "okay."

او به پیامک من با یک "باشه" ساده پاسخ داد.

he's addicted to texting; he can't put his phone down.

او به پیامک کردن معتاد است؛ نمی‌تواند گوشی‌اش را کنار بگذارد.

let's coordinate our outfits by texting each other pictures.

بیایید با پیامک کردن عکس‌هایمان با هم لباس‌هایمان را هماهنگ کنیم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید