texting someone
ارسال پیامک
constant texting
ارسال پیامک مداوم
texting and driving
ارسال پیامک و رانندگی
texting back
پاسخ دادن به پیامک
texting later
ارسال پیامک بعداً
texting now
ارسال پیامک الان
texting habits
عادتهای ارسال پیامک
just texting
فقط ارسال پیامک
texting groups
گروههای ارسال پیامک
i'm constantly texting my friends throughout the day.
من به طور مداوم در طول روز با دوستانم پیامک میفرستم.
she's terrible at texting; she always makes typos.
او در پیامک کردن خیلی بد است؛ همیشه غلط املایی میکند.
we arranged to meet by texting each other our locations.
ما با پیامک کردن مکانهایمان به یکدیگر، قرار ملاقاتمان را تنظیم کردیم.
he's been texting me non-stop about the concert tickets.
او بدون وقفه به من پیامک میفرستد درباره بلیط کنسرت.
is texting a good way to communicate important information?
آیا پیامک کردن راه خوبی برای برقراری ارتباط در مورد اطلاعات مهم است؟
i prefer calling to texting, it feels more personal.
من ترجیح میدهم به جای پیامک کردن، تلفنی صحبت کنم، احساس میکند شخصیتر است.
they started dating after exchanging a few texts.
آنها بعد از تبادل چند پیامک با یکدیگر، شروع به قرار گذاشتن کردند.
avoid texting while you're driving, it's dangerous.
در حالی که رانندگی میکنید از پیامک کردن خودداری کنید، خطرناک است.
she responded to my text with a simple "okay."
او به پیامک من با یک "باشه" ساده پاسخ داد.
he's addicted to texting; he can't put his phone down.
او به پیامک کردن معتاد است؛ نمیتواند گوشیاش را کنار بگذارد.
let's coordinate our outfits by texting each other pictures.
بیایید با پیامک کردن عکسهایمان با هم لباسهایمان را هماهنگ کنیم.
texting someone
ارسال پیامک
constant texting
ارسال پیامک مداوم
texting and driving
ارسال پیامک و رانندگی
texting back
پاسخ دادن به پیامک
texting later
ارسال پیامک بعداً
texting now
ارسال پیامک الان
texting habits
عادتهای ارسال پیامک
just texting
فقط ارسال پیامک
texting groups
گروههای ارسال پیامک
i'm constantly texting my friends throughout the day.
من به طور مداوم در طول روز با دوستانم پیامک میفرستم.
she's terrible at texting; she always makes typos.
او در پیامک کردن خیلی بد است؛ همیشه غلط املایی میکند.
we arranged to meet by texting each other our locations.
ما با پیامک کردن مکانهایمان به یکدیگر، قرار ملاقاتمان را تنظیم کردیم.
he's been texting me non-stop about the concert tickets.
او بدون وقفه به من پیامک میفرستد درباره بلیط کنسرت.
is texting a good way to communicate important information?
آیا پیامک کردن راه خوبی برای برقراری ارتباط در مورد اطلاعات مهم است؟
i prefer calling to texting, it feels more personal.
من ترجیح میدهم به جای پیامک کردن، تلفنی صحبت کنم، احساس میکند شخصیتر است.
they started dating after exchanging a few texts.
آنها بعد از تبادل چند پیامک با یکدیگر، شروع به قرار گذاشتن کردند.
avoid texting while you're driving, it's dangerous.
در حالی که رانندگی میکنید از پیامک کردن خودداری کنید، خطرناک است.
she responded to my text with a simple "okay."
او به پیامک من با یک "باشه" ساده پاسخ داد.
he's addicted to texting; he can't put his phone down.
او به پیامک کردن معتاد است؛ نمیتواند گوشیاش را کنار بگذارد.
let's coordinate our outfits by texting each other pictures.
بیایید با پیامک کردن عکسهایمان با هم لباسهایمان را هماهنگ کنیم.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید