thatchy roof
کف پوک
thatchy smell
بوی پوک
the pub had a charming, thatchy roof, perfect for a cozy evening.
کلub دارای یک سقف چمنی جذاب بود که برای یک شب گرم کاملاً مناسب بود.
we admired the quaint, thatchy cottages nestled in the valley.
ما خانههای چمنی زیبایی را که در دامنه کوه پنهان شده بودند، دیدهایم.
the old farmhouse boasted a beautifully restored thatchy roof.
خانهی کشاورزی قدیمی دارای یک سقف چمنی زیبایی بود که به طور کامل تعمیر شده بود.
a thatchy roof provides excellent insulation in the winter months.
یک سقف چمنی در ماههای زمستانی عایقبندی عالی فراهم میکند.
the village was known for its traditional thatchy architecture.
این روستا به دلیل معماری سنتی چمنیاش معروف بود.
maintaining a thatchy roof requires regular upkeep and repair.
نگهداری یک سقف چمنی نیاز به تعمیرات و نگهداری منظم دارد.
the artist skillfully captured the texture of the thatchy roof in the painting.
هنرمند به طور ماهرانه بافت سقف چمنی را در نقاشی خود به خوبی ثبت کرده بود.
the thatchy cottage looked idyllic beside the babbling brook.
خانهی چمنی کنار جاریگلی رودخانه به نظر زیبایی میرسید.
they used traditional methods to repair the damaged thatchy roof.
آنها روشهای سنتی را برای تعمیر سقف چمنی آسیبدیده استفاده کردند.
the historical society is dedicated to preserving thatchy buildings.
جمعیت تاریخی به حفظ ساختمانهای چمنی متعهد است.
the thatchy roof added a rustic charm to the holiday home.
سقف چمنی زیبایی زمینهای دوستانه به خانهی تعطیلی اضافه کرد.
thatchy roof
کف پوک
thatchy smell
بوی پوک
the pub had a charming, thatchy roof, perfect for a cozy evening.
کلub دارای یک سقف چمنی جذاب بود که برای یک شب گرم کاملاً مناسب بود.
we admired the quaint, thatchy cottages nestled in the valley.
ما خانههای چمنی زیبایی را که در دامنه کوه پنهان شده بودند، دیدهایم.
the old farmhouse boasted a beautifully restored thatchy roof.
خانهی کشاورزی قدیمی دارای یک سقف چمنی زیبایی بود که به طور کامل تعمیر شده بود.
a thatchy roof provides excellent insulation in the winter months.
یک سقف چمنی در ماههای زمستانی عایقبندی عالی فراهم میکند.
the village was known for its traditional thatchy architecture.
این روستا به دلیل معماری سنتی چمنیاش معروف بود.
maintaining a thatchy roof requires regular upkeep and repair.
نگهداری یک سقف چمنی نیاز به تعمیرات و نگهداری منظم دارد.
the artist skillfully captured the texture of the thatchy roof in the painting.
هنرمند به طور ماهرانه بافت سقف چمنی را در نقاشی خود به خوبی ثبت کرده بود.
the thatchy cottage looked idyllic beside the babbling brook.
خانهی چمنی کنار جاریگلی رودخانه به نظر زیبایی میرسید.
they used traditional methods to repair the damaged thatchy roof.
آنها روشهای سنتی را برای تعمیر سقف چمنی آسیبدیده استفاده کردند.
the historical society is dedicated to preserving thatchy buildings.
جمعیت تاریخی به حفظ ساختمانهای چمنی متعهد است.
the thatchy roof added a rustic charm to the holiday home.
سقف چمنی زیبایی زمینهای دوستانه به خانهی تعطیلی اضافه کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید