thinnings

[ایالات متحده]/ˈθɪn.ɪŋ/
[بریتانیا]/ˈθɪn.ɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. رقیق‌سازی یا فرآیند نازک‌تر کردن چیزی

عبارات و ترکیب‌ها

thinning hair

نازک شدن مو

thinning ice

یخ‌نشینی

thinning paint

رقیق شدن رنگ

thinning population

کاهش جمعیت

thinning clouds

نازک شدن ابرها

thinning resources

کاهش منابع

thinning foliage

نازک شدن پوشش گیاهی

thinning market

بازار کساد

thinning supply

کاهش عرضه

thinning ranks

کاهش رتبه

جملات نمونه

the thinning of the forest is a concern for wildlife.

راه‌اندازی مجدد جنگل یک نگرانی برای حیات وحش است.

thinning hair can be a sign of aging.

ریزش مو می‌تواند نشانه‌ای از پیری باشد.

farmers are thinning the crops to improve growth.

کشاورزان برای بهبود رشد، محصولات را نازک می‌کنند.

the thinning ice made it dangerous to skate.

یخ‌های نازک شدن آن را خطرناک می‌کردند تا اسکیت سواری کنند.

thinning paint can create a smoother finish.

رنگ‌شدن نازک می‌تواند یک سطح صاف‌تر ایجاد کند.

she noticed her clothes were thinning after several washes.

او متوجه شد که لباس‌هایش پس از چند بار شستشو نازک شده‌اند.

they are thinning the herd to maintain health.

آنها برای حفظ سلامتی، گله را نازک می‌کنند.

thinning out the crowd made it easier to see the stage.

نازک کردن جمعیت باعث شد دیدن صحنه آسان‌تر شود.

the thinning of the ozone layer is a global issue.

نازک شدن لایه اوزون یک مسئله جهانی است.

thinning down the manuscript improved its readability.

نازک کردن دست‌نویس خوانایی آن را بهبود بخشید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید