three-ringed circus
نمایشگاه سه حلقهای
a three-ringed affair
یک اتفاق سه حلقهای
three-ringed spectacle
نمایش سه حلقهای
three-ringed show
نمایش سه حلقهای
three-ringed system
سیستم سه حلقهای
three-ringed design
طراحی سه حلقهای
three-ringed structure
ساختار سه حلقهای
three-ringed event
رویداد سه حلقهای
three-ringed concept
مفهوم سه حلقهای
three-ringed performance
اجرای سه حلقهای
the old binder had a three-ringed notebook inside.
پوسته قدیمی یک دفتر چهارچوبی سه چرخ داشت.
she organized her notes in a three-ringed binder.
او یادداشتهای خود را در یک پوسته چهارچوبی سه چرخ سازماندهی کرد.
he flipped through the three-ringed manual for instructions.
او از دفترچه چهارچوبی سه چرخ برای دستورالعملها گذرا زد.
the three-ringed system kept all the documents together.
سیستم چهارچوبی سه چرخ تمام مدارک را در یک جا نگه میدارد.
they used a three-ringed portfolio to present their designs.
آنها از یک پرتفولیو چهارچوبی سه چرخ برای ارائه طراحیهای خود استفاده کردند.
the three-ringed calendar hung on the office wall.
تقویم چهارچوبی سه چرخ روی دیوار دفتر آویزان بود.
he purchased a new three-ringed scrapbook for vacation photos.
او یک جلد چهارچوبی سه چرخ جدید برای عکسهای تعطیلات خریداری کرد.
the three-ringed agenda helped her stay organized.
برنامهریزی چهارچوبی سه چرخ به او کمک کرد تا سازماندهی شود.
she replaced the worn three-ringed cover on the binder.
او پوسته چهارچوبی سه چرخ فرسوده روی پوسته را بازپرداخت.
the three-ringed file contained important legal documents.
فایل چهارچوبی سه چرخ مدارک حقوقی مهم را حاوی بود.
he carried a three-ringed reference guide in his bag.
او یک راهنمای مرجع چهارچوبی سه چرخ در کیف خود حمل میکرد.
three-ringed circus
نمایشگاه سه حلقهای
a three-ringed affair
یک اتفاق سه حلقهای
three-ringed spectacle
نمایش سه حلقهای
three-ringed show
نمایش سه حلقهای
three-ringed system
سیستم سه حلقهای
three-ringed design
طراحی سه حلقهای
three-ringed structure
ساختار سه حلقهای
three-ringed event
رویداد سه حلقهای
three-ringed concept
مفهوم سه حلقهای
three-ringed performance
اجرای سه حلقهای
the old binder had a three-ringed notebook inside.
پوسته قدیمی یک دفتر چهارچوبی سه چرخ داشت.
she organized her notes in a three-ringed binder.
او یادداشتهای خود را در یک پوسته چهارچوبی سه چرخ سازماندهی کرد.
he flipped through the three-ringed manual for instructions.
او از دفترچه چهارچوبی سه چرخ برای دستورالعملها گذرا زد.
the three-ringed system kept all the documents together.
سیستم چهارچوبی سه چرخ تمام مدارک را در یک جا نگه میدارد.
they used a three-ringed portfolio to present their designs.
آنها از یک پرتفولیو چهارچوبی سه چرخ برای ارائه طراحیهای خود استفاده کردند.
the three-ringed calendar hung on the office wall.
تقویم چهارچوبی سه چرخ روی دیوار دفتر آویزان بود.
he purchased a new three-ringed scrapbook for vacation photos.
او یک جلد چهارچوبی سه چرخ جدید برای عکسهای تعطیلات خریداری کرد.
the three-ringed agenda helped her stay organized.
برنامهریزی چهارچوبی سه چرخ به او کمک کرد تا سازماندهی شود.
she replaced the worn three-ringed cover on the binder.
او پوسته چهارچوبی سه چرخ فرسوده روی پوسته را بازپرداخت.
the three-ringed file contained important legal documents.
فایل چهارچوبی سه چرخ مدارک حقوقی مهم را حاوی بود.
he carried a three-ringed reference guide in his bag.
او یک راهنمای مرجع چهارچوبی سه چرخ در کیف خود حمل میکرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید