three-year-old

[ایالات متحده]/ˌθriːˈjɪəˌəʊld/
[بریتانیا]/ˌθriːˈjɪrˌoʊld/

ترجمه

adj. دارای سن سه سال
n. شخصی یا شیئی که سه سال دارد
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

three-year-old child

کودک سه ساله

a three-year-old

یک کودک سه ساله

three-year-old boy

پسر سه ساله

three-year-old girl

دختر سه ساله

the three-year-old

کودک سه ساله

three-year-olds play

کودکان سه ساله بازی می‌کنند

watching a three-year-old

تماشای یک کودک سه ساله

three-year-old learns

کودک سه ساله یاد می‌گیرد

helping a three-year-old

کمک به یک کودک سه ساله

three-year-old’s toy

اسباب بازی کودک سه ساله

جملات نمونه

my three-year-old loves to build towers with blocks.

کودک سه ساله‌ی من عاشق ساختن برج با بلوک‌هاست.

she's a very energetic three-year-old.

او یک کودک سه ساله بسیار پرانرژی است.

the three-year-old started preschool last month.

کودک سه ساله ماه گذشته مهد کودک را شروع کرد.

he's a curious three-year-old, always asking questions.

او یک کودک سه ساله کنجکاو است، همیشه سوال می‌پرسد.

we bought a new bike for our three-year-old.

ما یک دوچرخه جدید برای کودک سه ساله‌مان خریدیم.

the three-year-old had a nap after lunch.

کودک سه ساله بعد از ناهار چرت زد.

she's a sweet and loving three-year-old.

او یک کودک سه ساله مهربان و دوست‌داشتنی است.

the three-year-old is learning to count to ten.

کودک سه ساله در حال یادگیری شمردن تا ده است.

he’s a stubborn three-year-old sometimes.

او گاهی اوقات یک کودک سه ساله سرسخت است.

our three-year-old enjoys playing with dolls.

کودک سه ساله‌ی ما از بازی با عروسک‌ها لذت می‌برد.

the three-year-old drew a picture for his mom.

کودک سه ساله یک نقاشی برای مادرش کشید.

she’s a very imaginative three-year-old.

او یک کودک سه ساله بسیار با خلاقیت است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید