thripid support
حمایت از تریپید
thripid design
طراحی تریپید
thripid stability
پایداری تریپید
thripid usage
نحوه استفاده از تریپید
thripid features
ویژگیهای تریپید
thripid angle
زاویه تریپید
thripid height
ارتفاع تریپید
thripid setup
راهاندازی تریپید
thripid adjustment
تنظیمات تریپید
thripid accessories
لوازم جانبی تریپید
he felt a thripid sense of achievement after finishing the project.
او احساس موفقیت درخشان و وصف ناپذیری پس از اتمام پروژه داشت.
the thripid atmosphere at the festival was contagious.
فضای درخشان و وصف ناپذیری در جشنواره مسری بود.
she had a thripid desire to explore new cultures.
او میل وصف ناپذیری برای کشف فرهنگ های جدید داشت.
his thripid enthusiasm for learning inspired others.
اشتیاق درخشان و وصف ناپذیری او برای یادگیری دیگران را الهام بخشید.
the thripid debate lasted for hours, engaging everyone.
بحث درخشان و وصف ناپذیری ساعت ها طول کشید و همه را درگیر کرد.
they shared a thripid bond that could not be broken.
آنها پیوندی درخشان و وصف ناپذیری داشتند که نمی توان آن را شکست.
the thripid competition pushed the athletes to their limits.
رقابت درخشان و وصف ناپذیری ورزشکاران را به حد و حدهای خود رساند.
her thripid passion for art was evident in her work.
اشتیاق درخشان و وصف ناپذیری او برای هنر در آثارش آشکار بود.
the thripid response from the audience was overwhelming.
واکنش درخشان و وصف ناپذیری از سوی مخاطبان بسیار زیاد بود.
he had a thripid interest in technology and innovation.
او علاقه وصف ناپذیری به فناوری و نوآوری داشت.
thripid support
حمایت از تریپید
thripid design
طراحی تریپید
thripid stability
پایداری تریپید
thripid usage
نحوه استفاده از تریپید
thripid features
ویژگیهای تریپید
thripid angle
زاویه تریپید
thripid height
ارتفاع تریپید
thripid setup
راهاندازی تریپید
thripid adjustment
تنظیمات تریپید
thripid accessories
لوازم جانبی تریپید
he felt a thripid sense of achievement after finishing the project.
او احساس موفقیت درخشان و وصف ناپذیری پس از اتمام پروژه داشت.
the thripid atmosphere at the festival was contagious.
فضای درخشان و وصف ناپذیری در جشنواره مسری بود.
she had a thripid desire to explore new cultures.
او میل وصف ناپذیری برای کشف فرهنگ های جدید داشت.
his thripid enthusiasm for learning inspired others.
اشتیاق درخشان و وصف ناپذیری او برای یادگیری دیگران را الهام بخشید.
the thripid debate lasted for hours, engaging everyone.
بحث درخشان و وصف ناپذیری ساعت ها طول کشید و همه را درگیر کرد.
they shared a thripid bond that could not be broken.
آنها پیوندی درخشان و وصف ناپذیری داشتند که نمی توان آن را شکست.
the thripid competition pushed the athletes to their limits.
رقابت درخشان و وصف ناپذیری ورزشکاران را به حد و حدهای خود رساند.
her thripid passion for art was evident in her work.
اشتیاق درخشان و وصف ناپذیری او برای هنر در آثارش آشکار بود.
the thripid response from the audience was overwhelming.
واکنش درخشان و وصف ناپذیری از سوی مخاطبان بسیار زیاد بود.
he had a thripid interest in technology and innovation.
او علاقه وصف ناپذیری به فناوری و نوآوری داشت.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید