ticals

[ایالات متحده]/ˈtiːkəlz/
[بریتانیا]/ˈtiːkəlz/

ترجمه

n. یک واحد پول قدیمی تایلند

عبارات و ترکیب‌ها

medical ticals

تیکالس‌های پزشکی

ethical ticals

تیکالس‌های اخلاقی

pharmaceutical ticals

تیکالس‌های دارویی

clinical ticals

تیکالس‌های بالینی

biological ticals

تیکالس‌های زیستی

chemical ticals

تیکالس‌های شیمیایی

therapeutic ticals

تیکالس‌های درمانی

diagnostic ticals

تیکالس‌های تشخیصی

nutritional ticals

تیکالس‌های تغذیه‌ای

cosmetic ticals

تیکالس‌های آرایشی

جملات نمونه

he saved a few ticals for his trip.

او چند تیکال برای سفرش پس انداز کرد.

the price of the dress is 200 ticals.

قیمت لباس 200 تیکال است.

she exchanged her dollars for ticals at the bank.

او دلار خود را در بانک با تیکال عوض کرد.

they spent their ticals on delicious street food.

آنها تیکال های خود را برای غذاهای خیابانی خوشمزه خرج کردند.

the market was bustling with people selling ticals.

بازار مملو از افرادی بود که تیکال می فروختند.

he won a bet and received 50 ticals.

او شرط بندی برد و 50 تیکال دریافت کرد.

she budgeted her ticals carefully for the month.

او به دقت تیکال های خود را برای ماه آینده بودجه بندی کرد.

tourists often carry ticals when visiting local markets.

گردشگران اغلب هنگام بازدید از بازارهای محلی تیکال حمل می کنند.

he found a wallet with 100 ticals inside.

او کیف پولی با 100 تیکال داخل آن پیدا کرد.

she donated 20 ticals to the charity.

او 20 تیکال به خیریه اهدا کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید