medical ticals
تیکالسهای پزشکی
ethical ticals
تیکالسهای اخلاقی
pharmaceutical ticals
تیکالسهای دارویی
clinical ticals
تیکالسهای بالینی
biological ticals
تیکالسهای زیستی
chemical ticals
تیکالسهای شیمیایی
therapeutic ticals
تیکالسهای درمانی
diagnostic ticals
تیکالسهای تشخیصی
nutritional ticals
تیکالسهای تغذیهای
cosmetic ticals
تیکالسهای آرایشی
he saved a few ticals for his trip.
او چند تیکال برای سفرش پس انداز کرد.
the price of the dress is 200 ticals.
قیمت لباس 200 تیکال است.
she exchanged her dollars for ticals at the bank.
او دلار خود را در بانک با تیکال عوض کرد.
they spent their ticals on delicious street food.
آنها تیکال های خود را برای غذاهای خیابانی خوشمزه خرج کردند.
the market was bustling with people selling ticals.
بازار مملو از افرادی بود که تیکال می فروختند.
he won a bet and received 50 ticals.
او شرط بندی برد و 50 تیکال دریافت کرد.
she budgeted her ticals carefully for the month.
او به دقت تیکال های خود را برای ماه آینده بودجه بندی کرد.
tourists often carry ticals when visiting local markets.
گردشگران اغلب هنگام بازدید از بازارهای محلی تیکال حمل می کنند.
he found a wallet with 100 ticals inside.
او کیف پولی با 100 تیکال داخل آن پیدا کرد.
she donated 20 ticals to the charity.
او 20 تیکال به خیریه اهدا کرد.
medical ticals
تیکالسهای پزشکی
ethical ticals
تیکالسهای اخلاقی
pharmaceutical ticals
تیکالسهای دارویی
clinical ticals
تیکالسهای بالینی
biological ticals
تیکالسهای زیستی
chemical ticals
تیکالسهای شیمیایی
therapeutic ticals
تیکالسهای درمانی
diagnostic ticals
تیکالسهای تشخیصی
nutritional ticals
تیکالسهای تغذیهای
cosmetic ticals
تیکالسهای آرایشی
he saved a few ticals for his trip.
او چند تیکال برای سفرش پس انداز کرد.
the price of the dress is 200 ticals.
قیمت لباس 200 تیکال است.
she exchanged her dollars for ticals at the bank.
او دلار خود را در بانک با تیکال عوض کرد.
they spent their ticals on delicious street food.
آنها تیکال های خود را برای غذاهای خیابانی خوشمزه خرج کردند.
the market was bustling with people selling ticals.
بازار مملو از افرادی بود که تیکال می فروختند.
he won a bet and received 50 ticals.
او شرط بندی برد و 50 تیکال دریافت کرد.
she budgeted her ticals carefully for the month.
او به دقت تیکال های خود را برای ماه آینده بودجه بندی کرد.
tourists often carry ticals when visiting local markets.
گردشگران اغلب هنگام بازدید از بازارهای محلی تیکال حمل می کنند.
he found a wallet with 100 ticals inside.
او کیف پولی با 100 تیکال داخل آن پیدا کرد.
she donated 20 ticals to the charity.
او 20 تیکال به خیریه اهدا کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید