tight-fitting

[ایالات متحده]/[tʌɪt ˈfɪtɪŋ]/
[بریتانیا]/[taɪt ˈfɪtɪŋ]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. نزدیک‌انداز؛ به‌خوبی جا افتاده؛ تنگ؛ نزدیک‌انداز؛ تنگ.
adv. به‌صورت نزدیک‌انداز.

عبارات و ترکیب‌ها

tight-fitting clothes

لباس‌های تنگ

tight-fitting jeans

شلوار جین تنگ

very tight-fitting

بسیار تنگ

tight-fitting suit

کت و شلوار تنگ

getting tight-fitting

در حال تنگ شدن

tight-fitting gloves

دستکش‌های تنگ

too tight-fitting

خیلی تنگ

tight-fitting shirt

پیراهن تنگ

felt tight-fitting

احساس تنگ بودن

tight-fitting dress

لباس تنگ

جملات نمونه

she wore a tight-fitting red dress to the party.

او یک پوشاک قرمز تنگ چسبان به جشن داشت.

the tight-fitting wetsuit helped him swim faster.

کامل تنگ جاموی آبی او را به سرعت بیشتری در زیر آب حرکت داد.

he preferred a tight-fitting shirt for playing tennis.

او یک کمیسیون تنگ را برای بازی تنس ترجیح می داد.

the dancer practiced in a tight-fitting leotard.

نوازندگان در یک لیوتارد تنگ تمرین می کردند.

the climber relied on his tight-fitting gloves for grip.

کوهنورد به دستکش های تنگ خود برای گرفتگی وابسته بود.

she found a comfortable pair of tight-fitting jeans.

او یک جفت شلوار جین تنگ و راحت پیدا کرد.

the tight-fitting suit looked very professional.

پیشنهاد تنگ به نظر حرفه ای بود.

he bought a new pair of tight-fitting cycling shorts.

او یک جفت شورت دوچرخه ای تنگ جدید خرید.

the yoga instructor recommended tight-fitting leggings.

معلم یوگا لگینگ تنگ را توصیه کرد.

the figure skater wore a tight-fitting costume.

سکوچن فیگور یک پوشاک تنگ پوشید.

the rock climber needed tight-fitting climbing shoes.

کوهنورد سنگ لازم به یک جفت کفش تسلیم تنگ دارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید