timed

[ایالات متحده]/taimd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. همزمان، برنامه‌ریزی‌شده، کنترل‌شده توسط تایمر

عبارات و ترکیب‌ها

timed event

واقعه زمان‌دار

timed interval

فاصله زمانی

accurately timed

به دقت زمان‌بندی شده

timed exercise

تمرین زمان‌بندی شده

same time

همین زمان

in time

به موقع

all the time

همیشه

long time

مدت طولانی

every time

هر زمان

first time

اولین بار

on time

به موقع

at a time

به یکباره

last time

آخرین بار

no time

وقت ندارم

what time

چه ساعتی

at that time

در آن زمان

any time

در هر زمان

some time

کمی زمان

for some time

برای مدتی

at the time

در آن زمان

جملات نمونه

a timed-release allergy medication; timed-release fertilizers.

داروی آلرژی با زمان‌بندی آزاد؛ کودهای زمان‌بندی آزاد

The troops double-timed to the mess hall. The sergeant double-timed the platoon.

نیروها با سرعت به سالن غذا رفتند. سرجوخه گروه را با سرعت بالا رژه برد.

He timed a runner in the race.

او زمان دوچرخه‌سوار را در مسابقه محاسبه کرد.

publication is timed to coincide with a major exhibition.

زمان انتشار با یک نمایشگاه بزرگ همزمان شده است.

a perfectly timed right hook to the chin.

یک ضربه قلاب راست به موقع و عالی به چانه

the first track race is timed for 11.15.

اولین مسابقه دو سرعت برای ساعت 11:15 زمان‌بندی شده است.

a well-timed attack. inopportune

حمله به موقع. نامناسب

the bomb had been timed to go off an hour later.

بمب طوری زمان‌بندی شده بود که یک ساعت بعد منفجر شود.

timed his swing so as to hit the ball squarely.

طوری زمان‌بندی کرد که ضربه خود را به گونه‌ای بزند که توپ را به طور مستقیم بزند.

a well-timed remark.See Synonyms at opportune

یک اظهار نظر به موقع. برای یافتن مترادف‌ها به مناسب مراجعه کنید.

management would have re-timed jobs and cut the piece rates.

مدیریت مشاغل را دوباره زمان‌بندی می‌کرد و نرخ‌ها را کاهش می‌داد.

Williams timed his pass perfectly from about thirty yards.

ویلیامز پاس خود را به طور کامل از فاصله حدوداً سی یارد زمان‌بندی کرد.

we were timed and given certificates according to our speed.

ما زمان‌بندی شدیم و بر اساس سرعتمان گواهی دریافت کردیم.

RPC: Timed out No bootparams (whoami) server responding;

RPC: منقضی شد پارامترهای بوت (whoami) سرور پاسخ می‌دهد;

See also: Timed alarm, untimed alarm, clock alarm, snoozed alarm, session alarm

همچنین ببینید: ساعت زنگ دار زمان دار، ساعت زنگ دار بدون زمان، ساعت زنگ دار، snooze alarm، session alarm

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید