| جمع | timidnesses |
overcome timidness
غلبه بر کمجذبه بودن
timidness in speech
کمجذبه بودن در صحبت کردن
embrace timidness
پذیرش کمجذبه بودن
timidness can hinder
کمجذبه بودن میتواند مانع شود
timidness and fear
کمجذبه بودن و ترس
timidness in children
کمجذبه بودن در کودکان
timidness affects confidence
کمجذبه بودن بر اعتماد به نفس تأثیر میگذارد
timidness can grow
کمجذبه بودن میتواند رشد کند
timidness is natural
کمجذبه بودن طبیعی است
timidness in adults
کمجذبه بودن در بزرگسالان
her timidness often prevents her from speaking up in meetings.
ترس و احتیاط او اغلب مانع از صحبت کردنش در جلسات میشود.
timidness can be overcome with practice and confidence.
میتوان با تمرین و اعتماد به نفس بر ترس و احتیاط غلبه کرد.
his timidness made it difficult for him to make new friends.
ترس و احتیاط او باعث میشد دوست جدیدی پیدا کردن برایش دشوار باشد.
she showed a timidness that was endearing to those around her.
او ترسی نشان داد که برای اطرافیانش جذاب بود.
timidness in children can sometimes be a sign of sensitivity.
ترس و احتیاط در کودکان گاهی اوقات میتواند نشانهای از حساسیت باشد.
he tried to hide his timidness behind a confident facade.
او سعی کرد ترس و احتیاط خود را پشت یک چهرهی با اعتماد به نفس پنهان کند.
her timidness was evident when she met new people.
ترس و احتیاط او زمانی که با افراد جدید ملاقات میکرد، آشکار بود.
overcoming timidness can lead to greater opportunities in life.
غلبه بر ترس و احتیاط میتواند منجر به فرصتهای بیشتر در زندگی شود.
timidness can sometimes be mistaken for shyness.
ترس و احتیاط گاهی اوقات میتواند با خجالت اشتباه گرفته شود.
his timidness was a result of past experiences.
ترس و احتیاط او نتیجه تجربیات گذشته بود.
overcome timidness
غلبه بر کمجذبه بودن
timidness in speech
کمجذبه بودن در صحبت کردن
embrace timidness
پذیرش کمجذبه بودن
timidness can hinder
کمجذبه بودن میتواند مانع شود
timidness and fear
کمجذبه بودن و ترس
timidness in children
کمجذبه بودن در کودکان
timidness affects confidence
کمجذبه بودن بر اعتماد به نفس تأثیر میگذارد
timidness can grow
کمجذبه بودن میتواند رشد کند
timidness is natural
کمجذبه بودن طبیعی است
timidness in adults
کمجذبه بودن در بزرگسالان
her timidness often prevents her from speaking up in meetings.
ترس و احتیاط او اغلب مانع از صحبت کردنش در جلسات میشود.
timidness can be overcome with practice and confidence.
میتوان با تمرین و اعتماد به نفس بر ترس و احتیاط غلبه کرد.
his timidness made it difficult for him to make new friends.
ترس و احتیاط او باعث میشد دوست جدیدی پیدا کردن برایش دشوار باشد.
she showed a timidness that was endearing to those around her.
او ترسی نشان داد که برای اطرافیانش جذاب بود.
timidness in children can sometimes be a sign of sensitivity.
ترس و احتیاط در کودکان گاهی اوقات میتواند نشانهای از حساسیت باشد.
he tried to hide his timidness behind a confident facade.
او سعی کرد ترس و احتیاط خود را پشت یک چهرهی با اعتماد به نفس پنهان کند.
her timidness was evident when she met new people.
ترس و احتیاط او زمانی که با افراد جدید ملاقات میکرد، آشکار بود.
overcoming timidness can lead to greater opportunities in life.
غلبه بر ترس و احتیاط میتواند منجر به فرصتهای بیشتر در زندگی شود.
timidness can sometimes be mistaken for shyness.
ترس و احتیاط گاهی اوقات میتواند با خجالت اشتباه گرفته شود.
his timidness was a result of past experiences.
ترس و احتیاط او نتیجه تجربیات گذشته بود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید