timidnesses

[ایالات متحده]/ˈtɪmɪdnəsɪz/
[بریتانیا]/ˈtɪmɪdnəsɪz/

ترجمه

n. ویژگی خجالتی بودن یا کمبود اعتماد به نفس

عبارات و ترکیب‌ها

overcome timidnesses

غلبه بر خجالت‌ها

embrace timidnesses

پذیرش خجالت‌ها

recognize timidnesses

تشخیص خجالت‌ها

express timidnesses

ابراز خجالت‌ها

confront timidnesses

مقابله با خجالت‌ها

understand timidnesses

درک خجالت‌ها

accept timidnesses

پذیرش خجالت‌ها

analyze timidnesses

تجزیه و تحلیل خجالت‌ها

challenge timidnesses

چالش خجالت‌ها

share timidnesses

اشتراک‌گذاری خجالت‌ها

جملات نمونه

her timidnesses often held her back from speaking up in meetings.

ترس‌های او اغلب مانع از صحبت کردن در جلسات می‌شدند.

he worked hard to overcome his timidnesses in social situations.

او سخت تلاش کرد تا بر ترس‌های خود در موقعیت‌های اجتماعی غلبه کند.

timidnesses can be a barrier to forming new friendships.

ترس‌ها می‌توانند مانعی برای ایجاد دوستی‌های جدید باشند.

her timidnesses made it difficult for her to ask questions in class.

ترس‌های او باعث می‌شد پرسیدن سؤال در کلاس برایش دشوار باشد.

he recognized his timidnesses and sought ways to build confidence.

او ترس‌های خود را تشخیص داد و به دنبال راه‌هایی برای افزایش اعتماد به نفس خود بود.

overcoming his timidnesses was a significant step in his personal growth.

غلبه بر ترس‌های او یک گام مهم در رشد شخصی او بود.

her timidnesses often led her to miss out on great opportunities.

ترس‌های او اغلب باعث می‌شد فرصت‌های عالی را از دست بدهد.

he admired her courage in facing her timidnesses head-on.

او از شجاعت او در مواجهه با ترس‌هایش قدردانی می‌کرد.

timidnesses can sometimes be mistaken for shyness.

ترس‌ها گاهی اوقات ممکن است با خجالت اشتباه گرفته شوند.

addressing his timidnesses helped him excel in his career.

رسیدگی به ترس‌های او به او کمک کرد در حرفه‌اش پیشرفت کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید