fearfulnesses

[ایالات متحده]/ˈfɪəfəl.nəsɪz/
[بریتانیا]/ˈfɪr.fəl.nəsɪz/

ترجمه

n. حالت ترس یا هراس

عبارات و ترکیب‌ها

overcoming fearfulnesses

غلبه بر ترس‌ها

fearfulnesses in children

ترس‌ها در کودکان

recognizing fearfulnesses

تشخیص ترس‌ها

addressing fearfulnesses

رسیدگی به ترس‌ها

fearfulnesses and anxiety

ترس‌ها و اضطراب

fearfulnesses in adults

ترس‌ها در بزرگسالان

coping with fearfulnesses

مقابله با ترس‌ها

fearfulnesses can hinder

ترس‌ها می‌توانند مانع شوند

fearfulnesses of failure

ترس از شکست

exploring fearfulnesses

بررسی ترس‌ها

جملات نمونه

her fearfulnesses often held her back from trying new things.

ترس‌های او اغلب مانع از تلاش برای انجام کارهای جدید می‌شد.

he faced his fearfulnesses and decided to speak in public.

او با ترس‌های خود روبرو شد و تصمیم گرفت در ملاء عام صحبت کند.

the fearfulnesses of the unknown can be overwhelming.

ترس‌های ناشناخته می‌تواند طاقت‌فرسا باشد.

overcoming fearfulnesses is essential for personal growth.

غلبه بر ترس‌ها برای رشد شخصی ضروری است.

she shared her fearfulnesses with her therapist.

او ترس‌های خود را با روان‌درمانگر خود در میان گذاشت.

his fearfulnesses about failure prevented him from pursuing his dreams.

ترس‌های او از شکست مانع از دنبال کردن رویاهایش شد.

understanding our fearfulnesses can lead to better coping strategies.

درک ترس‌های ما می‌تواند منجر به استراتژی‌های مقابله بهتر شود.

fearfulnesses can sometimes be irrational and hard to explain.

ترس‌ها گاهی اوقات غیرمنطقی و دشوار برای توضیح هستند.

she learned to manage her fearfulnesses through meditation.

او یاد گرفت که ترس‌های خود را از طریق مدیتیشن مدیریت کند.

his fearfulnesses about social situations made him shy.

ترس‌های او از موقعیت‌های اجتماعی باعث خجالت او شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید