timing

[ایالات متحده]/ˈtaɪmɪŋ/
[بریتانیا]/ˈtaɪmɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. انتخاب بهترین زمان برای یک عمل خاص؛ تنظیم سرعت
v. زمانبندی زمان برای (یک رویداد)؛ اندازه‌گیری زمان (یک عمل)

عبارات و ترکیب‌ها

perfect timing

زمان‌بندی عالی

timing is crucial

زمان‌بندی بسیار مهم است

timing is everything

زمان‌بندی همه چیز است

timing belt

کمربند زمان

timing control

کنترل زمان‌بندی

ignition timing

زمان‌بندی احتراق

valve timing

زمان‌بندی سوپاپ

timing device

دستگاه زمان‌سنج

good timing

زمان‌بندی خوب

timing circuit

مدار زمان‌بندی

timing error

خطای زمان‌بندی

spark timing

زمان‌بندی جرقه

timing sequence

ترتیب زمان‌بندی

timing chain

زنجیر زمان‌بندی

timing diagram

نمودار زمان‌بندی

timing signal

سیگنال زمان‌بندی

جملات نمونه

The timing of the meeting is not convenient.

زمان برگزاری جلسه مناسب نیست.

split-second timing is crucial.

زمان بندی آنی بسیار مهم است.

The timing of our statement is very opportune.

زمان‌بندی بیانیه ما بسیار مناسب است.

adjust the timing of a car's engine.

تنظیم زمان موتور خودرو.

In business, timing is everything.

در کسب و کار، زمان‌بندی همه چیز است.

from a cash standpoint, the company's timing is fortuitous.

از منظر مالی، زمان‌بندی شرکت خوش‌یمن است.

the timing for such a meeting seemed propitious.

زمان‌بندی چنین جلسه‌ای مناسب به نظر می‌رسید.

split-second timing/ reactions

زمان‌بندی/واکنش‌های در عرض یک ثانیه.

His timing when he volleys is so good.

زمان‌بندی او هنگام ارسال توپ بسیار خوب است.

The bowler judged it well, timing the ball to perfection.

داور خوب قضاوت کرد و زمان توپ را به کمال رساند.

The timing of the gun was precisely synchronized with the turning of the plane’s propeller.

زمان‌بندی اسلحه به طور دقیق با چرخش ملخ هواپیما هماهنگ بود.

He has the split-second timing all good players need.

او زمان‌بندی در عرض یک ثانیه را دارد که همه بازیکنان خوب به آن نیاز دارند.

The mass was calculated by timing the orbit of Eris' moon Dysnomia.

جرم با زمان‌بندی مدار ماه دیزنومیا از سیاره اریس محاسبه شد.

Traffic signal timing optimization of unparallel flow at intersection based on chaperonage phase;

بهینه‌سازی زمانبندی سیگنال ترافیک جریان غیر موازی در تقاطع بر اساس فاز حامی

For example, the computer timing generator, prescaler, counters, such as instructions to use counters.

به عنوان مثال، ژنراتور زمان‌بندی کامپیوتر، پیش‌تقویم، شمارنده‌ها، مانند دستورالعمل‌های استفاده از شمارنده‌ها.

tried to tamper with the decedent's will; tampering with the timing mechanism of the safe.

سعی کرد با اراده متوفی دستکاری کند؛ دستکاری مکانیسم زمانبندی صندوق.

Some of the observer errors associated with timing over a measured length may be overcome by the use of the enoscope.

برخی از خطاهای ناظر مرتبط با زمان‌بندی در طول یک طول اندازه‌گیری شده ممکن است با استفاده از انوسکوپ رفع شوند.

And if you wonder about the timing of it: It was the last science fiction novel LRH authored before Dianetics.

و اگر در مورد زمان‌بندی آن کنجکاو هستید: این آخرین رمان علمی تخیلی بود که LRH قبل از دیانات نوشت.

Objective:To compare the precise timing of the upper limit of vulnerability(ULV)for monophasic(Mo)and biphasic(Bi)shocks.

هدف: مقایسه دقیق زمان‌بندی حد بالایی آسیب‌پذیری (ULV) برای شوک‌های تک فاز (Mo) و دو فاز (Bi).

نمونه‌های واقعی

Do they give us timings? Okay.

آیا زمان‌بندی به ما می‌دهند؟ باشه.

منبع: Listening to Music (Video Version)

Timing, that word timing is so important.

زمان‌بندی، آن کلمه زمان‌بندی بسیار مهم است.

منبع: Chanel J12 Global Advertising Campaign

And it also describes the timing of events.

و همچنین زمان‌بندی رویدادها را توصیف می‌کند.

منبع: Grandpa and Grandma's grammar class

And there's also the timing of the report.

و همچنین زمان‌بندی گزارش نیز وجود دارد.

منبع: Wall Street Journal

The visual rhythm of these hits is the timing.

ریتم بصری این ضربه‌ها زمان‌بندی است.

منبع: Animation Basics (Video Version)

It's... It's just the timing of things.

این... این فقط زمان‌بندی چیزهاست.

منبع: Desperate Housewives Season 7

So it is definitely a bad timing for Yahoo.

بنابراین قطعاً زمان نامناسبی برای یاهو است.

منبع: NPR News September 2016 Collection

It also had bad timing. It came during carnival celebrations.

همچنین زمان نامناسبی داشت. در طول جشن‌های کارناوال رخ داد.

منبع: CNN Listening Compilation April 2020

I know this isn't the best timing for us.

می‌دانم که این بهترین زمان برای ما نیست.

منبع: Our Day This Season 1

Essentially their secret is skill and impeccable timing.

در اصل، راز آنها مهارت و زمان‌بندی بی‌نقص است.

منبع: Scientific World

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید