tingled

[ایالات متحده]/ˈtɪŋɡəld/
[بریتانیا]/ˈtɪŋɡəld/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. تجربه کردن یک حس سوزن سوزن شدن

عبارات و ترکیب‌ها

tingled with excitement

با هیجان لرزید

tingled all over

در همه جا احساس لرزش کرد

tingled with joy

با خوشی لرزید

tingled in anticipation

در انتظار لرزید

tingled with fear

با ترس لرزید

tingled with thrill

با هیجان لرزید

tingled under pressure

تحت فشار لرزید

tingled with passion

با اشتیاق لرزید

tingled with delight

با خوشحالی لرزید

جملات نمونه

when she heard the news, she tingled with excitement.

وقتی خبر را شنید، از هیجان مور مور شد.

the cold water made his skin tingle.

آب سرد باعث شد پوستش مور مور شود.

she felt a tingle of fear as she entered the dark room.

وقتی وارد اتاق تاریک شد، ترس مور مور کننده ای احساس کرد.

the music tingled in her ears, making her want to dance.

موسیقی در گوش هایش مور مور کرد و باعث شد بخواهد برقصد.

his touch sent a tingle down her spine.

تماس او باعث مور مور شدن ستون فقراتش شد.

she tingled with anticipation before the big event.

قبل از رویداد مهم، با اشتیاق مور مور شد.

the thought of the surprise party made him tingle with joy.

فکر مهمانی غافلگیری باعث شد از شادی مور مور شود.

he tingled with pride as he accepted the award.

وقتی جایزه را دریافت کرد، با افتخار مور مور شد.

the gentle breeze tingled against her skin.

نسیم ملایم در برابر پوستش مور مور شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید