tippling

[ایالات متحده]/ˈtɪplɪŋ/
[بریتانیا]/ˈtɪplɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. نوشیدنی الکلی؛ مشروب قوی
vi. نوشیدن الکل
vt. به طور عادت نوشیدن

عبارات و ترکیب‌ها

tippling time

زمان نوشیدن

tippling friends

دوستان نوشیدنی

tippling session

جلسه نوشیدن

tippling night

شب نوشیدن

tippling party

جشن نوشیدنی

tippling culture

فرهنگ نوشیدن

tippling habits

عادت های نوشیدن

tippling buddies

همراهان نوشیدنی

tippling spot

محل نوشیدن

tippling style

سبک نوشیدن

جملات نمونه

after a long week at work, i enjoy tippling with friends on the weekend.

بعد از یک هفته طولانی کار، از نوشیدن با دوستان در آخر هفته لذت می برم.

tippling at the local pub has become a weekly ritual for many.

نوشیدن در pub محلی برای بسیاری به یک رسم هفتگی تبدیل شده است.

he was tippling away, completely unaware of the time passing.

او در حال نوشیدن بود، کاملاً ناآگاه از گذر زمان.

tippling can lead to unexpected conversations and laughter.

نوشیدن می تواند منجر به مکالمات و خنده غیرمنتظره شود.

they spent the evening tippling and reminiscing about old times.

آنها شب را نوشیدن و یادآوری خاطرات قدیمی گذراندند.

tippling alone at home can sometimes feel lonely.

نوشیدن تنها در خانه گاهی اوقات می تواند احساس تنهایی کند.

she enjoys tippling a glass of wine while reading a good book.

او از نوشیدن یک لیوان شراب در حالی که یک کتاب خوب می خواند لذت می برد.

tippling is often associated with social gatherings and celebrations.

نوشیدن اغلب با گردهمایی های اجتماعی و جشن ها مرتبط است.

he was caught tippling during work hours, which led to disciplinary action.

او در حین ساعات کاری در حال نوشیدن دستگیر شد که منجر به اقدامات انضباطی شد.

they were tippling away as the sun set over the horizon.

آنها در حالی که خورشید از افق پایین می آمد در حال نوشیدن بودند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید