titrate

[ایالات متحده]/taɪ'treɪt/
[بریتانیا]/taɪ'tret/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. اندازه‌گیری با تیتراسیون
n. محلول برای تیتراسیون
Word Forms
قسمت سوم فعلtitrated
زمان گذشتهtitrated
صفت یا فعل حال استمراریtitrating
شکل سوم شخص مفردtitrates

جملات نمونه

Add Ferroin indicator and titrate with 0.025 N ferrous ammonium sulphate solution.

اندیکاتور فرؤین را اضافه کرده و با محلول سولفات آمونیوم فروس 0.025 نرمال تیتراسیون کنید.

Set up a curvilineal equation of acid-base titration,and every pHysics meanings in the equation and factors of the effect its titrate suddenly jump range were discussed.

یک معادله منحنی از تیتراسیون اسید و باز تنظیم کنید و معانی فیزیکی هر معادله و عوامل تأثیرگذار بر محدوده جهش ناگهانی آن مورد بحث قرار گرفت.

The metol content and the hydroquinol content in developer solution were analyzed by potential spectrum method.During this analysis, two components were continuously titrated at the same time.

محتوای متال و محتوای هیدروکینول در محلول توسعه‌دهنده با استفاده از روش طیف پتانسیل تجزیه و تحلیل شد. در طول این تجزیه و تحلیل، دو جزء به طور مداوم در یک زمان مشخص تیتر شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید