| جمع | tizzies |
in a tizzy
در حالت آشفتگی
he got into a tizzy and was talking absolute tosh.
او دچار آشفتگی شد و حرفهای بیمعنات میگفت.
in a tizzy
در حالت آشفتگی
he got into a tizzy and was talking absolute tosh.
او دچار آشفتگی شد و حرفهای بیمعنات میگفت.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید