tizzy

[ایالات متحده]/'tɪzɪ/
[بریتانیا]/'tɪzi/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. وحشت، عصبی بودن.
Word Forms
جمعtizzies

عبارات و ترکیب‌ها

in a tizzy

در حالت آشفتگی

جملات نمونه

he got into a tizzy and was talking absolute tosh.

او دچار آشفتگی شد و حرف‌های بی‌معنات می‌گفت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید