tobs

[ایالات متحده]/tɒbz/
[بریتانیا]/tɑbz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. نوعی پیوند که صاحب آن حق واگذاری (فروش) آن به صادر کننده در قیمت مشخص را دارد؛ گیاهی که برای برگ‌هایش کشت می‌شود و در تولید سیگار و محصولات سیگاری دیگر استفاده می‌شود.

جملات نمونه

the laboratory monitors tobs during each phase of the experiment.

آزمایشگاه در حین هر مرحله از آزمایش، tobs را نظارت می‌کند.

engineers analyzed the tobs to determine system efficiency.

مهندسان tobs را تحلیل کردند تا کارایی سیستم را تعیین کنند.

high tobs readings indicate potential equipment malfunction.

خواندن‌های بالای tobs نشان‌دهنده احتمال خرابی تجهیزات است.

the company reduced production tobs by implementing new technology.

شرکت با اجرای فناوری جدید، tobs تولید را کاهش داد.

meteorologists track tobs variations across different regions.

منجم‌ها تغییرات tobs را در مناطق مختلف دنبال می‌کنند.

regular maintenance keeps tobs within acceptable limits.

نگهداری منظم tobs را در حد مجاز نگه می‌دارد.

the sensor records tobs every thirty seconds automatically.

سنسور به طور خودکار tobs را هر سی‌ثانیه ثبت می‌کند.

abnormal tobs triggered the safety shutdown protocol.

tobs غیرطبیعی پروتکل خاموشی ایمنی را فعال کرد.

researchers published findings about tobs correlation with temperature.

پژوهشگران یافته‌هایی درباره ارتباط tobs با دما منتشر کردند.

the technician calibrated the instruments to measure tobs accurately.

فناور دستگاه‌ها را تنظیم کرد تا tobs را به درستی اندازه‌گیری کند.

environmental scientists study how tobs affects ecosystem balance.

دانشمندان محیط زیست مطالعه می‌کنند که چگونه tobs تعادل اکوسیستم را تحت تأثیر قرار می‌دهد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید