toddling

[ایالات متحده]/ˈtɒd.lɪŋ/
[بریتانیا]/ˈtɑː.dlɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. به طور ناپایدار مانند یک کودک نوپا راه رفتن; با حرکتی لنگ لنگان راه رفتن; به آرامی یا به طور غیررسمی پرسه زدن

عبارات و ترکیب‌ها

toddling along

در حال راه رفتن

toddling away

در حال دور شدن

toddling back

در حال بازگشتن

toddling around

در حال چرخیدن

toddling off

در حال رفتن

toddling home

در حال رفتن به خانه

toddling together

در حال راه رفتن با هم

toddling happily

با خوشحالی در حال راه رفتن

toddling slowly

به آرامی در حال راه رفتن

toddling child

کودک در حال راه رفتن

جملات نمونه

the toddler was happily toddling across the grass.

کودک خردسال با خوشحالی در حال حرکت در چمن بود.

she watched her child toddling towards her with a big smile.

او دید که فرزندش با لبخندی بزرگ به سمتش در حال حرکت است.

the puppy followed the toddler, toddling behind him.

سگ کوچولو از کودک خردسال پیروی کرد و پشت سر او در حال حرکت بود.

after learning to walk, he started toddling around the house.

پس از یادگیری راه رفتن، شروع به حرکت در اطراف خانه کرد.

the kids were giggling while toddling through the park.

بچه‌ها در حالی که در حال حرکت در پارک بودند، می‌خندیدند.

she captured a cute moment of her baby toddling in the yard.

او یک لحظه شیرین از حرکت نوزادش در حیاط ضبط کرد.

he loves to watch his little sister toddling around the living room.

او عاشق تماشای خواهر کوچکش در حال حرکت در اتاق نشیمن است.

the toddler was toddling towards the playground excitedly.

کودک خردسال با هیجان به سمت زمین بازی در حال حرکت بود.

toddling is a significant milestone in a child's development.

حرکت کردن یک نقطه عطف مهم در رشد کودک است.

parents often find joy in watching their children toddling.

والدین اغلب از تماشای حرکت کودکانشان خوشحال می‌شوند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید