toetoes

[ایالات متحده]/ˈtoʊ.toʊz/
[بریتانیا]/ˈtoʊ.toʊz/

ترجمه

n. هونگ کونگ؛ دودو

جملات نمونه

she wiggled her toetoes in the warm sand at the beach.

او با پای پایین خود در نرمترین ریزه‌های دریاچه حرکت داد.

the dancer stayed light on her toetoes throughout the ballet performance.

نوازنده در طول نمایش باتلو روی پای پایین خود سبک ماند.

after the long hike, she massaged her sore toetoes.

پس از یک پیاده روی طولانی، او پای پایین خود را که درد داشت، ماساژ داد.

the suspenseful movie made her toetoes curl with excitement.

فیلم مخيف باعث شد که پای پایین او به خاطر شوق خم شود.

the ballet instructor told students to point their toetoes perfectly.

معلم باتلو به دانش آموزان گفت که پای پایین خود را به طور کامل به سمت جلو بکشند.

her toetoes went numb from walking barefoot in the cold.

پای پایین او به دلیل پیاده روی بدون کفش در سردی سفت شد.

the child crept across the floor on her tiptoes toetoes to avoid detection.

کودک روی پای پایین خود از روی زمین حرکت کرد تا از تشخیص جلوگیری کند.

athetes must keep their toetoes strong and flexible for competitions.

ورزشکاران باید پای پایین خود را برای مسابقات قوی و انعطاف‌پذیر نگه دارند.

the unexpected surprise kept everyone on their toetoes with anticipation.

این شگفتی غیر منتظره همه را با انتظار روی پای پایین خود نگه داشت.

the two rivals argued toe to toe to toes about their conflicting theories.

دو رقبا درباره نظریه‌های متعارض خود با هم در مورد پای پایین مبارزه کردند.

she felt the luxurious carpet between her bare toetoes.

او احساس کرد که مسافری لوکس بین پای پایین بدون کفش خود است.

the yoga instructor guided them to flex and stretch each toe carefully.

معلم یوگا آنها را راهنمایی کرد تا هر انگشت پا را با دقت انعطاف و کشیدن دهد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید