toilful

[ایالات متحده]/ˈtɔɪl.fəl/
[بریتانیا]/ˈtɔɪl.fəl/

ترجمه

adj. مشخصه کار سخت یا تلاش؛ نیاز به کار زیاد

عبارات و ترکیب‌ها

toilful endeavor

تلاش طاقت‌فرسا

toilful worker

کارگر سخت‌کوش

toilful task

وظیفه طاقت‌فرسا

toilful journey

سفر طاقت‌فرسا

toilful effort

تلاش طاقت‌فرسا

toilful labor

کار طاقت‌فرسا

toilful pursuit

تلاش طاقت‌فرسا

toilful soul

روح سخت‌کوش

toilful spirit

روحیه سخت‌کوش

toilful hands

دست‌های سخت‌کوش

جملات نمونه

his toilful efforts paid off in the end.

تلاش‌های طاقت‌فرسا و پیگیرش در نهایت نتیجه داد.

she approached the project with a toilful mindset.

او با ذهنیتی سخت‌کوشانه به پروژه نزدیک شد.

toilful workers are often recognized for their dedication.

کارگران سخت‌کوش اغلب به دلیل تعهدشان مورد تقدیر قرار می‌گیرند.

he has a toilful routine that keeps him busy all day.

او یک برنامه روزانه طاقت‌فرسا دارد که او را در تمام روز مشغول نگه می‌دارد.

toilful preparation is key to success.

آمادگی سخت‌کوشانه کلید موفقیت است.

they appreciated her toilful contributions to the team.

آنها از مشارکت‌های سخت‌کوشانه او در تیم قدردانی کردند.

his toilful nature makes him a reliable partner.

طبع سخت‌کوش او باعث می‌شود که یک همکار قابل اعتماد باشد.

toilful students often achieve the highest grades.

دانشجویان سخت‌کوش اغلب بالاترین نمرات را کسب می‌کنند.

she has a toilful spirit that inspires others.

او روحی سخت‌کوش دارد که دیگران را الهام بخش است.

toilful hands can craft beautiful things.

دست‌های سخت‌کوش می‌توانند چیزهای زیبا بیافرینند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید