toilful endeavor
تلاش طاقتفرسا
toilful worker
کارگر سختکوش
toilful task
وظیفه طاقتفرسا
toilful journey
سفر طاقتفرسا
toilful effort
تلاش طاقتفرسا
toilful labor
کار طاقتفرسا
toilful pursuit
تلاش طاقتفرسا
toilful soul
روح سختکوش
toilful spirit
روحیه سختکوش
toilful hands
دستهای سختکوش
his toilful efforts paid off in the end.
تلاشهای طاقتفرسا و پیگیرش در نهایت نتیجه داد.
she approached the project with a toilful mindset.
او با ذهنیتی سختکوشانه به پروژه نزدیک شد.
toilful workers are often recognized for their dedication.
کارگران سختکوش اغلب به دلیل تعهدشان مورد تقدیر قرار میگیرند.
he has a toilful routine that keeps him busy all day.
او یک برنامه روزانه طاقتفرسا دارد که او را در تمام روز مشغول نگه میدارد.
toilful preparation is key to success.
آمادگی سختکوشانه کلید موفقیت است.
they appreciated her toilful contributions to the team.
آنها از مشارکتهای سختکوشانه او در تیم قدردانی کردند.
his toilful nature makes him a reliable partner.
طبع سختکوش او باعث میشود که یک همکار قابل اعتماد باشد.
toilful students often achieve the highest grades.
دانشجویان سختکوش اغلب بالاترین نمرات را کسب میکنند.
she has a toilful spirit that inspires others.
او روحی سختکوش دارد که دیگران را الهام بخش است.
toilful hands can craft beautiful things.
دستهای سختکوش میتوانند چیزهای زیبا بیافرینند.
toilful endeavor
تلاش طاقتفرسا
toilful worker
کارگر سختکوش
toilful task
وظیفه طاقتفرسا
toilful journey
سفر طاقتفرسا
toilful effort
تلاش طاقتفرسا
toilful labor
کار طاقتفرسا
toilful pursuit
تلاش طاقتفرسا
toilful soul
روح سختکوش
toilful spirit
روحیه سختکوش
toilful hands
دستهای سختکوش
his toilful efforts paid off in the end.
تلاشهای طاقتفرسا و پیگیرش در نهایت نتیجه داد.
she approached the project with a toilful mindset.
او با ذهنیتی سختکوشانه به پروژه نزدیک شد.
toilful workers are often recognized for their dedication.
کارگران سختکوش اغلب به دلیل تعهدشان مورد تقدیر قرار میگیرند.
he has a toilful routine that keeps him busy all day.
او یک برنامه روزانه طاقتفرسا دارد که او را در تمام روز مشغول نگه میدارد.
toilful preparation is key to success.
آمادگی سختکوشانه کلید موفقیت است.
they appreciated her toilful contributions to the team.
آنها از مشارکتهای سختکوشانه او در تیم قدردانی کردند.
his toilful nature makes him a reliable partner.
طبع سختکوش او باعث میشود که یک همکار قابل اعتماد باشد.
toilful students often achieve the highest grades.
دانشجویان سختکوش اغلب بالاترین نمرات را کسب میکنند.
she has a toilful spirit that inspires others.
او روحی سختکوش دارد که دیگران را الهام بخش است.
toilful hands can craft beautiful things.
دستهای سختکوش میتوانند چیزهای زیبا بیافرینند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید