| جمع | tollbooths |
tollbooth operator
اپراتور محل اخذ عوارض
tollbooth fee
هزینه محل اخذ عوارض
tollbooth lane
مسیر محل اخذ عوارض
tollbooth attendant
مسئول محل اخذ عوارض
tollbooth payment
پرداخت در محل اخذ عوارض
tollbooth sign
تابلو محل اخذ عوارض
tollbooth booth
کابین محل اخذ عوارض
tollbooth ticket
بلیط محل اخذ عوارض
tollbooth system
سیستم محل اخذ عوارض
tollbooth rates
نرخ عوارض
the tollbooth operator waved at the passing cars.
اپراتور محل عبور عابرین پیاده به ماشینهای عبوری دست تکان داد.
we stopped at the tollbooth to pay the fee.
ما برای پرداخت هزینه در محل عبور عابرین پیاده توقف کردیم.
there was a long line at the tollbooth during rush hour.
در ساعات شلوغی، صف طولانی در محل عبور عابرین پیاده وجود داشت.
make sure you have enough change for the tollbooth.
مطمئن شوید که برای محل عبور عابرین پیاده پول نقد کافی دارید.
the tollbooth was automated, allowing for quicker payments.
محل عبور عابرین پیاده خودکار بود و این امکان پرداخت سریعتر را فراهم میکرد.
he forgot to slow down at the tollbooth.
او فراموش کرد که در محل عبور عابرین پیاده سرعتش را کم کند.
some tollbooths accept credit cards for payment.
برخی از محلهای عبور عابرین پیاده پرداخت با کارت اعتباری را میپذیرند.
there are several tollbooths along the highway.
در طول بزرگراه چندین محل عبور عابرین پیاده وجود دارد.
the tollbooth fees vary by vehicle type.
هزینههای محل عبور عابرین پیاده بسته به نوع وسیله نقلیه متفاوت است.
she collected tickets at the tollbooth all day.
او تمام روز بلیطها را در محل عبور عابرین پیاده جمعآوری کرد.
tollbooth operator
اپراتور محل اخذ عوارض
tollbooth fee
هزینه محل اخذ عوارض
tollbooth lane
مسیر محل اخذ عوارض
tollbooth attendant
مسئول محل اخذ عوارض
tollbooth payment
پرداخت در محل اخذ عوارض
tollbooth sign
تابلو محل اخذ عوارض
tollbooth booth
کابین محل اخذ عوارض
tollbooth ticket
بلیط محل اخذ عوارض
tollbooth system
سیستم محل اخذ عوارض
tollbooth rates
نرخ عوارض
the tollbooth operator waved at the passing cars.
اپراتور محل عبور عابرین پیاده به ماشینهای عبوری دست تکان داد.
we stopped at the tollbooth to pay the fee.
ما برای پرداخت هزینه در محل عبور عابرین پیاده توقف کردیم.
there was a long line at the tollbooth during rush hour.
در ساعات شلوغی، صف طولانی در محل عبور عابرین پیاده وجود داشت.
make sure you have enough change for the tollbooth.
مطمئن شوید که برای محل عبور عابرین پیاده پول نقد کافی دارید.
the tollbooth was automated, allowing for quicker payments.
محل عبور عابرین پیاده خودکار بود و این امکان پرداخت سریعتر را فراهم میکرد.
he forgot to slow down at the tollbooth.
او فراموش کرد که در محل عبور عابرین پیاده سرعتش را کم کند.
some tollbooths accept credit cards for payment.
برخی از محلهای عبور عابرین پیاده پرداخت با کارت اعتباری را میپذیرند.
there are several tollbooths along the highway.
در طول بزرگراه چندین محل عبور عابرین پیاده وجود دارد.
the tollbooth fees vary by vehicle type.
هزینههای محل عبور عابرین پیاده بسته به نوع وسیله نقلیه متفاوت است.
she collected tickets at the tollbooth all day.
او تمام روز بلیطها را در محل عبور عابرین پیاده جمعآوری کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید