tollbooth

[ایالات متحده]/ˈtɒlbuːθ/
[بریتانیا]/ˈtoʊlbuːθ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. سازه‌ای که در آن عوارض در یک جاده یا پل جمع‌آوری می‌شود؛ یک غرفه برای جمع‌آوری هزینه‌ها از وسایل نقلیه‌ای که عبور می‌کنند
شکل‌های واژه

عبارات و ترکیب‌ها

tollbooth operator

اپراتور محل اخذ عوارض

tollbooth fee

هزینه محل اخذ عوارض

tollbooth lane

مسیر محل اخذ عوارض

tollbooth attendant

مسئول محل اخذ عوارض

tollbooth payment

پرداخت در محل اخذ عوارض

tollbooth sign

تابلو محل اخذ عوارض

tollbooth booth

کابین محل اخذ عوارض

tollbooth ticket

بلیط محل اخذ عوارض

tollbooth system

سیستم محل اخذ عوارض

tollbooth rates

نرخ عوارض

جملات نمونه

the tollbooth operator waved at the passing cars.

اپراتور محل عبور عابرین پیاده به ماشین‌های عبوری دست تکان داد.

we stopped at the tollbooth to pay the fee.

ما برای پرداخت هزینه در محل عبور عابرین پیاده توقف کردیم.

there was a long line at the tollbooth during rush hour.

در ساعات شلوغی، صف طولانی در محل عبور عابرین پیاده وجود داشت.

make sure you have enough change for the tollbooth.

مطمئن شوید که برای محل عبور عابرین پیاده پول نقد کافی دارید.

the tollbooth was automated, allowing for quicker payments.

محل عبور عابرین پیاده خودکار بود و این امکان پرداخت سریع‌تر را فراهم می‌کرد.

he forgot to slow down at the tollbooth.

او فراموش کرد که در محل عبور عابرین پیاده سرعتش را کم کند.

some tollbooths accept credit cards for payment.

برخی از محل‌های عبور عابرین پیاده پرداخت با کارت اعتباری را می‌پذیرند.

there are several tollbooths along the highway.

در طول بزرگراه چندین محل عبور عابرین پیاده وجود دارد.

the tollbooth fees vary by vehicle type.

هزینه‌های محل عبور عابرین پیاده بسته به نوع وسیله نقلیه متفاوت است.

she collected tickets at the tollbooth all day.

او تمام روز بلیط‌ها را در محل عبور عابرین پیاده جمع‌آوری کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید