tonality

[ایالات متحده]/tə(ʊ)'nælɪtɪ/
[بریتانیا]/to'næləti/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. ویژگی صدایی یا رنگی یک قطعه موسیقی یا نقاشی
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

musical tonality

تناژ موسیقی

tonality analysis

تجزیه و تحلیل تناژ

جملات نمونه

The tonality of her voice was soothing.

لحن صدای او آرامش‌بخش بود.

He adjusted the tonality of the guitar to match the song.

او لحن گیتار را تنظیم کرد تا با آهنگ مطابقت داشته باشد.

The tonality of the painting evoked a sense of melancholy.

لحن نقاشی حسی از غمگینی را برانگیخت.

Understanding tonality is crucial in music theory.

درک لحن در تئوری موسیقی بسیار مهم است.

She studies tonality in different languages.

او لحن را در زبان‌های مختلف مطالعه می‌کند.

The tonality of the room can affect one's mood.

لحن اتاق می‌تواند بر خلق و خوی یک فرد تأثیر بگذارد.

The tonality of the film score added to the suspense of the scene.

لحن موسیقی فیلم به تعلیق صحنه اضافه کرد.

The artist experimented with tonality in his latest work.

هنرمند با لحن در آخرین اثر خود آزمایش کرد.

There is a shift in tonality between the first and second movements of the symphony.

بین قسمت اول و دوم سمفونی تغییر لحن وجود دارد.

The tonality of the advertisement was upbeat and energetic.

لحن تبلیغات شاد و پرانرژی بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید