tooled

[ایالات متحده]/tuːld/
[بریتانیا]/tuːld/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. گذشته و گذشته کامل از tool

عبارات و ترکیب‌ها

tooled up

تجهیز شده

well tooled

به خوبی مجهز

tooled design

طراحی مجهز

tooled leather

چرم مجهز

tooled surface

سطح مجهز

tooled finish

پوشش مجهز

tooled products

محصولات مجهز

tooled parts

قطعات مجهز

tooled equipment

تجهیزات مجهز

tooled machinery

ماشین آلات مجهز

جملات نمونه

he tooled the metal into a beautiful sculpture.

او فلز را به یک مجسمه زیبا تبدیل کرد.

the carpenter tooled the wood carefully.

نجار چوب را با دقت پرداخت.

she tooled the leather to make a handbag.

او چرم را برای ساختن یک کیف دستی پرداخت.

the factory tooled the machines for better efficiency.

کارخانه ماشین‌ها را برای افزایش بهره‌وری پرداخت.

they tooled the prototype before mass production.

آنها نمونه اولیه را قبل از تولید انبوه پرداختند.

the artist tooled the clay into intricate designs.

هنرمند خاک رس را به طرح‌های پیچیده تبدیل کرد.

he tooled the bicycle for a smoother ride.

او دوچرخه را برای یک ریتم سواری روان‌تر پرداخت.

the engineer tooled the software for better performance.

مهندس نرم افزار را برای عملکرد بهتر پرداخت.

she tooled the fabric to create a unique dress.

او پارچه را برای ایجاد یک لباس منحصر به فرد پرداخت.

the mechanic tooled the engine for maximum power.

مکانیک موتور را برای حداکثر قدرت پرداخت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید