tooted horn
بوق خورد
tooted loudly
بلند بوق زد
tooted twice
دو بار بوق زد
tooted vehicle
خودرو بوق زد
tooted away
دور بوق زد
tooted cheerfully
با خوشحالی بوق زد
tooted softly
به آرامی بوق زد
tooted horned
بوق خورده
tooted in
درون بوق زد
tooted sound
صدای بوق
he tooted his horn to get their attention.
او برای جلب توجه، بوق ماشین را زد.
she tooted with joy when she heard the good news.
وقتی خبرهای خوب را شنید، از خوشحالی بوق زد.
the car tooted as it passed by.
ماشین در حین عبور بوق زد.
he tooted his whistle to signal the start of the game.
او برای اعلام شروع بازی سوت زد.
the children tooted their toy trumpets at the parade.
کودکان در رژه، با ترومپتهای اسباببازی خود بوق زدند.
she tooted in excitement when she saw her friends.
وقتی دوستانش را دید، از هیجان بوق زد.
he tooted a tune on his saxophone.
او یک ملودی را با ساکسیفون خود بوق زد.
the bus driver tooted to warn pedestrians.
راننده اتوبوس برای هشدار به عابران پیاده بوق زد.
they tooted their horns in celebration after the victory.
آنها پس از پیروزی، برای جشن گرفتن بوق زدند.
the musician tooted a lively melody.
موسیقیدان یک ملودی پرانرژی را بوق زد.
tooted horn
بوق خورد
tooted loudly
بلند بوق زد
tooted twice
دو بار بوق زد
tooted vehicle
خودرو بوق زد
tooted away
دور بوق زد
tooted cheerfully
با خوشحالی بوق زد
tooted softly
به آرامی بوق زد
tooted horned
بوق خورده
tooted in
درون بوق زد
tooted sound
صدای بوق
he tooted his horn to get their attention.
او برای جلب توجه، بوق ماشین را زد.
she tooted with joy when she heard the good news.
وقتی خبرهای خوب را شنید، از خوشحالی بوق زد.
the car tooted as it passed by.
ماشین در حین عبور بوق زد.
he tooted his whistle to signal the start of the game.
او برای اعلام شروع بازی سوت زد.
the children tooted their toy trumpets at the parade.
کودکان در رژه، با ترومپتهای اسباببازی خود بوق زدند.
she tooted in excitement when she saw her friends.
وقتی دوستانش را دید، از هیجان بوق زد.
he tooted a tune on his saxophone.
او یک ملودی را با ساکسیفون خود بوق زد.
the bus driver tooted to warn pedestrians.
راننده اتوبوس برای هشدار به عابران پیاده بوق زد.
they tooted their horns in celebration after the victory.
آنها پس از پیروزی، برای جشن گرفتن بوق زدند.
the musician tooted a lively melody.
موسیقیدان یک ملودی پرانرژی را بوق زد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید