honked loudly
بوق بلند زد
honked twice
دو بار بوق زد
honked angrily
با عصبانیت بوق زد
honked repeatedly
به طور مکرر بوق زد
honked at
به سمت ... بوق زد
honked cheerfully
با خوشحالی بوق زد
honked unexpectedly
به طور غیرمنتظره بوق زد
honked in warning
به عنوان هشدار بوق زد
honked for attention
برای جلب توجه بوق زد
the driver honked to alert the pedestrian.
راننده برای هشدار دادن به عابر پیاده بوق زد.
she honked her horn in frustration.
او از سر ناامیدی بوق زد.
the car honked loudly as it passed by.
ماشین با صدای بلند بوق زد وقتی از کنارش رد شد.
he honked to greet his friend on the street.
او برای سلام کردن به دوستش در خیابان بوق زد.
they honked in celebration after the game.
آنها بعد از بازی به جشن و شادی بوق زدند.
the taxi honked to get the attention of the passengers.
تاکسی برای جلب توجه مسافران بوق زد.
she honked repeatedly to signal her arrival.
او بارها بوق زد تا نشان دهد که رسیده است.
the truck honked as it backed up.
کامیون هنگام عقب رفتن بوق زد.
he honked to warn the cyclists on the road.
او برای هشدار دادن به دوچرخه سواران در جاده بوق زد.
the horn honked unexpectedly during the meeting.
بوق به طور غیرمنتظره در طول جلسه به صدا درآمد.
honked loudly
بوق بلند زد
honked twice
دو بار بوق زد
honked angrily
با عصبانیت بوق زد
honked repeatedly
به طور مکرر بوق زد
honked at
به سمت ... بوق زد
honked cheerfully
با خوشحالی بوق زد
honked unexpectedly
به طور غیرمنتظره بوق زد
honked in warning
به عنوان هشدار بوق زد
honked for attention
برای جلب توجه بوق زد
the driver honked to alert the pedestrian.
راننده برای هشدار دادن به عابر پیاده بوق زد.
she honked her horn in frustration.
او از سر ناامیدی بوق زد.
the car honked loudly as it passed by.
ماشین با صدای بلند بوق زد وقتی از کنارش رد شد.
he honked to greet his friend on the street.
او برای سلام کردن به دوستش در خیابان بوق زد.
they honked in celebration after the game.
آنها بعد از بازی به جشن و شادی بوق زدند.
the taxi honked to get the attention of the passengers.
تاکسی برای جلب توجه مسافران بوق زد.
she honked repeatedly to signal her arrival.
او بارها بوق زد تا نشان دهد که رسیده است.
the truck honked as it backed up.
کامیون هنگام عقب رفتن بوق زد.
he honked to warn the cyclists on the road.
او برای هشدار دادن به دوچرخه سواران در جاده بوق زد.
the horn honked unexpectedly during the meeting.
بوق به طور غیرمنتظره در طول جلسه به صدا درآمد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید