tootling around
گشت و گذار کردن
tootling along
همراه با گشت و گذار
tootling about
گشت و گذار کردن
tootling in
وارد شدن و گشت و گذار
tootling out
خروج و گشت و گذار
tootling back
بازگشت و گشت و گذار
tootling off
ترک کردن و گشت و گذار
tootling up
بالا رفتن و گشت و گذار
tootling down
پایین رفتن و گشت و گذار
she was tootling along the country road, enjoying the scenery.
او در حال رانندگی آرام در جاده روستایی بود و از مناظر لذت می برد.
the children were tootling on their bikes in the park.
کودکان با دوچرخه های خود در پارک به آرامی حرکت می کردند.
he loves tootling on his saxophone during the weekends.
او عاشق نواختن ساکسیفون خود در آخر هفته هاست.
tootling around the city, they discovered hidden gems.
در حالی که در شهر به آرامی حرکت می کردند، مرواریدهای پنهان را کشف کردند.
she was tootling her way through the crowded market.
او با آرامش از میان بازار شلوغ عبور می کرد.
tootling along the beach, they collected seashells.
در حالی که در امتداد ساحل به آرامی حرکت می کردند، صدف جمع آوری کردند.
he spent the afternoon tootling around with his friends.
او بعد از ظهر را با دوستانش به آرامی سپری کرد.
tootling through the forest, they enjoyed the fresh air.
در حالی که با آرامش از میان جنگل عبور می کردند، از هوای تازه لذت می بردند.
she was tootling on her flute while waiting for the bus.
او در حالی که منتظر اتوبوس بود، با فلوت خود به آرامی می نواخت.
tootling around the neighborhood, he greeted everyone he met.
در حالی که در محله به آرامی حرکت می کرد، با همه ای که ملاقات کرد خوش و بشی کرد.
tootling around
گشت و گذار کردن
tootling along
همراه با گشت و گذار
tootling about
گشت و گذار کردن
tootling in
وارد شدن و گشت و گذار
tootling out
خروج و گشت و گذار
tootling back
بازگشت و گشت و گذار
tootling off
ترک کردن و گشت و گذار
tootling up
بالا رفتن و گشت و گذار
tootling down
پایین رفتن و گشت و گذار
she was tootling along the country road, enjoying the scenery.
او در حال رانندگی آرام در جاده روستایی بود و از مناظر لذت می برد.
the children were tootling on their bikes in the park.
کودکان با دوچرخه های خود در پارک به آرامی حرکت می کردند.
he loves tootling on his saxophone during the weekends.
او عاشق نواختن ساکسیفون خود در آخر هفته هاست.
tootling around the city, they discovered hidden gems.
در حالی که در شهر به آرامی حرکت می کردند، مرواریدهای پنهان را کشف کردند.
she was tootling her way through the crowded market.
او با آرامش از میان بازار شلوغ عبور می کرد.
tootling along the beach, they collected seashells.
در حالی که در امتداد ساحل به آرامی حرکت می کردند، صدف جمع آوری کردند.
he spent the afternoon tootling around with his friends.
او بعد از ظهر را با دوستانش به آرامی سپری کرد.
tootling through the forest, they enjoyed the fresh air.
در حالی که با آرامش از میان جنگل عبور می کردند، از هوای تازه لذت می بردند.
she was tootling on her flute while waiting for the bus.
او در حالی که منتظر اتوبوس بود، با فلوت خود به آرامی می نواخت.
tootling around the neighborhood, he greeted everyone he met.
در حالی که در محله به آرامی حرکت می کرد، با همه ای که ملاقات کرد خوش و بشی کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید