topographically

[ایالات متحده]/[ˈtɒpəˌɡrɑːfɪkəli]/
[بریتانیا]/[təˈpɑːɡrəˌfɪkəli]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adv. مرتبط با یا نشان دهنده توپوگرافی؛ به گونه ای که ویژگی های سطحی یک منطقه را توصیف می کند؛ توصیف یا به تصویر کشیدن شکل زمین.

عبارات و ترکیب‌ها

topographically similar

مشابه توپوگرافی

topographically defined

توپوگرافی تعریف شده

topographically located

در مکان توپوگرافی واقع شده

topographically varied

تغییرات توپوگرافی

topographically challenging

چالش برانگیز توپوگرافی

topographically mapped

نقشه توپوگرافی

topographically unique

منحصر به فرد توپوگرافی

topographically complex

پیچیده توپوگرافی

topographically altered

تغییر یافته توپوگرافی

topographically described

شرح داده شده توپوگرافی

جملات نمونه

the region is topographically diverse, featuring mountains, valleys, and plains.

منطقه از نظر توپوگرافی متنوع است و شامل کوه‌ها، دره‌ها و دشت‌ها می‌شود.

engineers studied the area topographically to plan the new highway route.

مهندسان منطقه را به صورت توپوگرافی بررسی کردند تا مسیر جدید بزرگراه را برنامه‌ریزی کنند.

the battlefield was strategically advantageous due to its topographically unique features.

میدان جنگ به دلیل ویژگی‌های توپوگرافی منحصر به فردش از نظر استراتژیک برتری داشت.

we mapped the area topographically using satellite imagery and ground surveys.

ما منطقه را به صورت توپوگرافی با استفاده از تصاویر ماهواره‌ای و بررسی‌های زمینی نقشه‌برداری کردیم.

the city's development was significantly influenced by its topographically challenging landscape.

توسعه شهر به طور قابل توجهی تحت تأثیر چشم‌انداز توپوگرافی چالش‌برانگیز آن قرار گرفت.

the hikers carefully reviewed the map, noting the area's topographically complex terrain.

گردشگران با دقت نقشه را بررسی کردند و از توپوگرافی پیچیده منطقه یادداشت کردند.

the archaeologist analyzed the site topographically to understand past human activity.

باستان‌شناس سایت را به صورت توپوگرافی تجزیه و تحلیل کرد تا فعالیت‌های انسانی گذشته را درک کند.

the reservoir's location was chosen topographically to maximize water storage.

محل احداث مخزن به صورت توپوگرافی انتخاب شد تا ذخیره‌سازی آب را به حداکثر برساند.

the geologist examined the rock formations topographically to determine their age.

زمین‌شناس ساختارهای سنگی را به صورت توپوگرافی بررسی کرد تا سن آنها را تعیین کند.

the vineyard's slopes were topographically ideal for growing grapes.

شیب‌های باغ انگور از نظر توپوگرافی برای کشت انگور بسیار مناسب بود.

the drainage system was designed topographically to effectively manage rainwater runoff.

سیستم زهکشی به گونه‌ای طراحی شده بود که آب باران را به طور مؤثر مدیریت کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید