totting

[ایالات متحده]/ˈtɒtɪŋ/
[بریتانیا]/ˈtɑːtɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. روش صید ماهی‌های انتهای نازک با استفاده از کرم‌های طعمه‌گذاری شده
v. شکل حال استمراری 'tot'

عبارات و ترکیب‌ها

totting up

جمع کردن

totting score

محاسبه امتیاز

totting figures

جمع کردن ارقام

totting balance

جمع کردن موجودی

totting costs

جمع کردن هزینه ها

totting expenses

جمع کردن هزینه ها

totting totals

جمع کردن جمع کل

totting results

جمع کردن نتایج

totting amounts

جمع کردن مبالغ

totting numbers

جمع کردن اعداد

جملات نمونه

she was totting up the expenses from the trip.

او در حال جمع کردن هزینه‌های سفر بود.

he spent the afternoon totting up his scores in the game.

او بعد از ظهر را صرف جمع کردن امتیازات خود در بازی کرد.

after totting up the figures, we realized we were over budget.

پس از جمع کردن اعداد، متوجه شدیم که از بودجه تجاوز کرده‌ایم.

she enjoys totting up her savings every month.

او از جمع کردن پس انداز خود هر ماه لذت می‌برد.

the accountant was totting up the profits for the year.

محاسب در حال جمع کردن سود سالانه بود.

totting up all the donations, we reached our goal.

با جمع کردن تمام کمک‌ها، به هدف خود رسیدیم.

he is totting up the total cost of the project.

او در حال جمع کردن هزینه کل پروژه است.

we spent the evening totting up our travel plans.

ما شب را صرف جمع کردن برنامه‌های سفر خود کردیم.

she was totting up her marks from the semester.

او در حال جمع کردن نمرات خود از ترم بود.

the teacher is totting up the results of the test.

معلم در حال جمع کردن نتایج آزمون است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید