totted

[ایالات متحده]/tɒtɪd/
[بریتانیا]/tɑːtɪd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. زمان گذشته و قسمت گذشته "tot"

عبارات و ترکیب‌ها

totted up

جمع کرد

totted away

دور برد

totted off

کاهش داد

totted down

کاهش داد

totted around

چک کرد

totted together

جمع کرد

totted in

وارد کرد

totted over

بررسی کرد

totted about

در مورد آن صحبت کرد

totted back

پس گرفت

جملات نمونه

she tottered on her high heels, trying to keep her balance.

او در تلاش برای حفظ تعادل خود روی پاشنه بلند قدم می گذاشت.

the toddler tottered across the room, excited to see his mother.

کودک نوپا با هیجان برای دیدن مادرش در سراسر اتاق قدم می گذاشت.

as the old man tottered down the street, he leaned on his cane.

همانطور که مرد مسن در خیابان قدم می گذاشت، روی عصای خود تکیه کرد.

the puppy tottered after its owner, eager to play.

سگ بچه با اشتیاق برای بازی، پشت سر صاحبش قدم می گذاشت.

after a few drinks, he started to totter around the party.

بعد از چند نوشیدنی، او شروع به قدم زدن در مهمانی کرد.

she tottered back to her seat after the performance.

او پس از اجرا به صندلی خود بازگشت.

the child tottered towards the swings with a big smile.

کودک با لبخند بزرگی به سمت تاب ها قدم زد.

he tottered slightly when he got off the bus.

وقتی از اتوبوس پیاده شد کمی قدم زد.

the drunk man tottered down the sidewalk, singing loudly.

مرد مست با صدای بلند در پیاده رو قدم می گذاشت.

she tottered nervously before giving her speech.

او قبل از ایراد سخنرانی به طرز عصبی قدم می گذاشت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید