totalisms

[ایالات متحده]/ˈtəʊtəlɪzəmz/
[بریتانیا]/ˈtoʊtəlɪzəmz/

ترجمه

n. عمل تمامیت‌خواهی

عبارات و ترکیب‌ها

totalisms in action

کل‌گرایی در عمل

totalisms of thought

کل‌گرایی تفکر

totalisms and ideologies

کل‌گرایی و ایدئولوژی‌ها

totalisms at play

کل‌گرایی در حال اجرا

totalisms in society

کل‌گرایی در جامعه

totalisms of control

کل‌گرایی کنترل

totalisms in politics

کل‌گرایی در سیاست

totalisms of power

کل‌گرایی قدرت

totalisms and freedom

کل‌گرایی و آزادی

totalisms in culture

کل‌گرایی در فرهنگ

جملات نمونه

totalisms can lead to a lack of individual freedom.

کلی‌گرایی می‌تواند منجر به فقدان آزادی فردی شود.

many totalisms suppress dissenting voices.

بسیاری از کلی‌گرایی‌ها صدای مخالفان را سرکوب می‌کنند.

understanding totalisms can help us recognize authoritarian regimes.

درک کلی‌گرایی می‌تواند به ما کمک کند تا رژیم‌های اقتدارگرا را تشخیص دهیم.

totalisms often manipulate truth for their own purposes.

کلی‌گرایی‌ها اغلب برای اهداف خود، حقیقت را دستکاری می‌کنند.

critics argue that totalisms thrive on fear and control.

منتقدان استدلال می‌کنند که کلی‌گرایی بر ترس و کنترل رشد می‌کند.

education is a key factor in resisting totalisms.

آموزش یک عامل کلیدی در مقاومت در برابر کلی‌گرایی است.

history shows us the dangers of totalisms in society.

تاریخ نشان می‌دهد که کلی‌گرایی چه خطراتی برای جامعه دارد.

art and culture often suffer under totalisms.

هنر و فرهنگ اغلب تحت تأثیر کلی‌گرایی رنج می‌کنند.

people living under totalisms may feel isolated.

افرادی که تحت کلی‌گرایی زندگی می‌کنند ممکن است احساس انزوا کنند.

resistance movements challenge the power of totalisms.

جنبش‌های مقاومت قدرت کلی‌گرایی را به چالش می‌کشند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید