tout something as
به عنوان چیزی معرفی کردن
tout for
برای تبلیغ کردن
touts sell the tickets at a premium.
فروشندگان سوداگر بلیطها را با قیمت بالاتر میفروشند.
Sanjay was touting his wares.
سانجای در حال تبلیغ کالاهای خود بود.
he saw it as an illusion, tout court.
او آن را به عنوان یک توهم دید، به طور کامل.
she left tout de suite.
او بلافاصله رفت.
a sword-touting Roman gladiator
یک گلادیاتور رومی با شمشیر
cab drivers touting for business at the airport
رانندگان تاکسی که برای کسب و کار در فرودگاه تبلیغ می کنند
we were fleeced by a tout for tickets.
ما توسط یک دلال برای بلیطها فریب خوردیم.
she was touted as a potential Prime Minister.
او به عنوان یک نخستوزیر بالقوه تبلیغ میشد.
le tout Washington adored him.
کل واشنگتن او را دوست داشت.
street vendors who were touting pedestrians.
فروشندگان خیابانی که در حال تبلیغ عابرین پیاده بودند.
He’s been touting his novel around publishers for years.
او سالهاست که رمان خود را به ناشران معرفی میکند.
he shouted ‘Bon appetit, tout le monde!’.
او فریاد زد: «نوش جان، همه!»
He called me Jones tout court.
او فقط مرا آقای جونز صدا کرد.
A hostess in the doorway or a tout in the street will entice a punter with an unmissable offer.
یک میزبان در درب ورودی یا یک بازاریاب در خیابان با یک پیشنهاد از دست ندادنی مشتری را اغوا خواهد کرد.
Its stores in London's wealthiest parts, meanwhile, are stocked with ripe organic avocados, dainty packs of mange tout and steaks in fancy sauces.
در همین حال، فروشگاه های آن در ثروتمندترین مناطق لندن با آووکادوهای ارگانیک رسیده، بسته های کوچک از منگ توت و گوشت در سس های مجلل پر شده اند.
Chopard "Happy Diamonds" Magnifique montre Chopard "Happy Diamonds" tout en or 750 rose avec doub...
tout something as
به عنوان چیزی معرفی کردن
tout for
برای تبلیغ کردن
touts sell the tickets at a premium.
فروشندگان سوداگر بلیطها را با قیمت بالاتر میفروشند.
Sanjay was touting his wares.
سانجای در حال تبلیغ کالاهای خود بود.
he saw it as an illusion, tout court.
او آن را به عنوان یک توهم دید، به طور کامل.
she left tout de suite.
او بلافاصله رفت.
a sword-touting Roman gladiator
یک گلادیاتور رومی با شمشیر
cab drivers touting for business at the airport
رانندگان تاکسی که برای کسب و کار در فرودگاه تبلیغ می کنند
we were fleeced by a tout for tickets.
ما توسط یک دلال برای بلیطها فریب خوردیم.
she was touted as a potential Prime Minister.
او به عنوان یک نخستوزیر بالقوه تبلیغ میشد.
le tout Washington adored him.
کل واشنگتن او را دوست داشت.
street vendors who were touting pedestrians.
فروشندگان خیابانی که در حال تبلیغ عابرین پیاده بودند.
He’s been touting his novel around publishers for years.
او سالهاست که رمان خود را به ناشران معرفی میکند.
he shouted ‘Bon appetit, tout le monde!’.
او فریاد زد: «نوش جان، همه!»
He called me Jones tout court.
او فقط مرا آقای جونز صدا کرد.
A hostess in the doorway or a tout in the street will entice a punter with an unmissable offer.
یک میزبان در درب ورودی یا یک بازاریاب در خیابان با یک پیشنهاد از دست ندادنی مشتری را اغوا خواهد کرد.
Its stores in London's wealthiest parts, meanwhile, are stocked with ripe organic avocados, dainty packs of mange tout and steaks in fancy sauces.
در همین حال، فروشگاه های آن در ثروتمندترین مناطق لندن با آووکادوهای ارگانیک رسیده، بسته های کوچک از منگ توت و گوشت در سس های مجلل پر شده اند.
Chopard "Happy Diamonds" Magnifique montre Chopard "Happy Diamonds" tout en or 750 rose avec doub...
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید