toxicated

[ایالات متحده]/tɒkˈsɪkeɪtɪd/
[بریتانیا]/tɑːkˈsɪkeɪtɪd/

ترجمه

adj. مست

عبارات و ترکیب‌ها

toxicated driver

راننده مست

toxicated state

حالت مستی

toxicated individual

فرد مست

toxicated behavior

رفتار مستانه

toxicated person

شخص مست

toxicated atmosphere

فضای مستی

toxicated condition

وضعیت مستی

toxicated mood

حالت مستی

toxicated experience

تجربه مستی

toxicated night

شب مستی

جملات نمونه

he felt toxicated after just one drink.

او بعد از نوشیدن فقط یک لیوان احساس مسمری کرد.

she was toxicated by the atmosphere of the party.

او تحت تأثیر فضای مهمانی قرار گرفت.

after the celebration, they were completely toxicated.

بعد از جشن، آنها کاملاً مسمور شدند.

the toxicated state made him forget his troubles.

حالت مسمری باعث شد او مشکلات خود را فراموش کند.

they were toxicated with joy after receiving the good news.

آنها پس از دریافت خبر خوب، با شادی مسمور شدند.

she realized she was toxicated by his charm.

او متوجه شد که تحت تأثیر جذابیت او قرار گرفته است.

he became toxicated with power after his promotion.

او پس از ارتقا، با قدرت مسمور شد.

the toxicated crowd cheered loudly at the concert.

توده تماشاچیان مسمور با صدای بلند در کنسرت تشویق کردند.

they were toxicated by the beauty of the sunset.

آنها تحت تأثیر زیبایی غروب آفتاب قرار گرفتند.

feeling toxicated, he danced the night away.

احساس مسمری، او تمام شب را رقصید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید