traducing

[ایالات متحده]/trəˈdjuːsɪŋ/
[بریتانیا]/trəˈduːsɪŋ/

ترجمه

v. به طور malicious و falsely صحبت کردن؛ به defame کردن؛ به violate یا betray کردن

عبارات و ترکیب‌ها

traducing others

ترجمه دیگران

traducing reputation

ترجمه شهرت

traducing character

ترجمه شخصیت

traducing someone

ترجمه کسی

traducing truth

ترجمه حقیقت

traducing motives

ترجمه انگیزه ها

traducing beliefs

ترجمه باورها

traducing actions

ترجمه اعمال

traducing ideas

ترجمه ایده ها

traducing intentions

ترجمه مقاصد

جملات نمونه

he was traducing her character in front of everyone.

او در حضور همه در حال تخریب شخصیت او بود.

the article was accused of traducing the company's reputation.

مقاله متهم به تخریب شهرت شرکت بود.

she felt hurt after hearing him traducing her in a conversation.

او بعد از شنیدن اینکه او در حال تخریب او در یک مکالمه بود، احساس ناراحتی کرد.

traducing others can lead to serious consequences.

تخریب دیگران می تواند منجر به عواقب جدی شود.

he was known for traducing his rivals to gain an advantage.

او به خاطر تخریب رقبای خود برای به دست آوردن برتری شناخته شده بود.

traducing someone's work is unprofessional and unethical.

تخریب کار کسی غیرحرفه ای و غیراخلاقی است.

she accused him of traducing her achievements.

او او را به خاطر تخریب دستاورد هایش متهم کرد.

traducing public figures can damage their careers.

تخریب چهره های عمومی می تواند به آسیب رساندن به حرفه آنها منجر شود.

he was careful not to engage in traducing anyone.

او مراقب بود که در تخریب کسی شرکت نکند.

traducing someone online can have legal repercussions.

تخریب کسی به صورت آنلاین می تواند عواقب قانونی داشته باشد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید