transferrals

[ایالات متحده]/trænsˈfɜːrəlz/
[بریتانیا]/trænsˈfɜrəlz/

ترجمه

n. عمل انتقال چیزی; فرآیند حرکت از یک مکان به مکان دیگر

عبارات و ترکیب‌ها

fund transferrals

انتقال وجوه

data transferrals

انتقال داده‌ها

service transferrals

انتقال خدمات

ownership transferrals

انتقال مالکیت

account transferrals

انتقال حساب

asset transferrals

انتقال دارایی

benefit transferrals

انتقال مزایا

title transferrals

انتقال عنوان

credit transferrals

انتقال اعتبار

جملات نمونه

there are many transferrals between departments in the company.

در بسیاری از موارد، انتقال‌ها بین بخش‌های مختلف شرکت وجود دارد.

transferrals of funds are processed every friday.

انتقال وجوه هر جمعه انجام می‌شود.

she completed all the necessary transferrals for her job.

او تمام انتقال‌های لازم برای انجام کار خود را تکمیل کرد.

transferrals can take several days depending on the bank.

انتقال‌ها ممکن است بسته به بانک چند روز طول بکشد.

he is responsible for managing transferrals within the organization.

او مسئول مدیریت انتقال‌ها در سازمان است.

there were some issues with the transferrals last month.

ماه گذشته مشکلاتی در مورد انتقال‌ها وجود داشت.

we need to streamline the transferrals process to improve efficiency.

ما باید فرآیند انتقال‌ها را برای بهبود کارایی ساده کنیم.

transferrals between accounts can often incur fees.

انتقال‌ها بین حساب‌ها اغلب می‌تواند شامل هزینه باشد.

she was surprised by the number of transferrals in her department.

او از تعداد انتقال‌ها در بخش خود تعجب کرد.

effective transferrals require clear communication.

انتقال‌های مؤثر نیاز به ارتباطات واضح دارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید