relocations

[ایالات متحده]/[rɪˈləʊ.kʃənz]/
[بریتانیا]/[rɪˈloʊ.keɪ.ʃənz]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. عمل جابجایی به یک مکان جدید؛ فرآیند جابجایی یک کسب و کار یا سازمان به یک مکان جدید؛ حالت جابجا شدن به یک مکان جدید؛ نمونه‌هایی از افراد که به مکان‌های جدید نقل مکان کرده‌اند.

عبارات و ترکیب‌ها

relocation costs

هزینه های جابجایی

relocation package

بسته جابجایی

relocation assistance

کمک جابجایی

relocation process

فرآیند جابجایی

relocation services

خدمات جابجایی

relocation timeline

جدول زمانی جابجایی

relocation policy

سیاست جابجایی

جملات نمونه

the company is planning major relocations of its headquarters to a new city.

شرکت در حال برنامه‌ریزی برای جابجایی‌های بزرگ دفتر مرکزی خود به یک شهر جدید است.

rising housing costs are driving many families to consider relocations.

افزایش هزینه‌های مسکن باعث شده بسیاری از خانواده‌ها به فکر جابجایی باشند.

we are assisting clients with all aspects of their international relocations.

ما به مشتریان در تمام جنبه‌های جابجایی‌های بین‌المللی خود کمک می‌کنیم.

the project involved complex logistical challenges related to the relocations of equipment.

این پروژه شامل چالش‌های لجستیکی پیچیده‌ای مرتبط با جابجایی تجهیزات بود.

frequent relocations can be disruptive to a child's education and social life.

جابجایی‌های مکرر می‌تواند برای تحصیل و زندگی اجتماعی کودک آزاردهنده باشد.

the government offered incentives to encourage rural relocations to urban areas.

دولت مشوق‌هایی را برای تشویق به جابجایی از مناطق روستایی به مناطق شهری ارائه کرد.

careful planning is essential for successful relocations, especially with pets.

برنامه‌ریزی دقیق برای جابجایی‌های موفق، به خصوص با حیوانات خانگی، ضروری است.

the museum's collection underwent significant relocations during the renovation.

مجموعه موزه در طول بازسازی جابجایی‌های قابل توجهی را تجربه کرد.

post-retirement relocations are becoming increasingly popular among seniors.

جابجایی‌های پس از بازنشستگی به طور فزاینده‌ای در میان سالمندان محبوبیت پیدا می‌کند.

the team managed the relocations of personnel efficiently and effectively.

تیم جابجایی پرسنل را به طور کارآمد و موثر مدیریت کرد.

the city council approved the proposal for the relocations of the railway station.

شورای شهر پیشنهاد جابجایی ایستگاه راه آهن را تصویب کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید