translocated species
گونههای منتقل شده
translocated plants
گیاهان منتقل شده
translocated animals
حیوانات منتقل شده
translocated populations
جمعیتهای منتقل شده
translocated genes
ژنهای منتقل شده
translocated individuals
افراد منتقل شده
translocated habitats
زیستگاههای منتقل شده
translocated resources
منابع منتقل شده
translocated ecosystems
اکوسیستمهای منتقل شده
translocated regions
مناطق منتقل شده
the plants were translocated to a new location for better sunlight.
گیاهان به مکان جدیدی برای دریافت نور خورشید بهتر منتقل شدند.
researchers translocated the endangered species to a safer habitat.
محققان گونههای در معرض خطر را به زیستگاه امنتری منتقل کردند.
the team translocated the coral to help restore the reef.
تیم مرجانها را برای کمک به احیای صخره منتقل کرد.
after the storm, many animals were translocated to avoid danger.
پس از طوفان، بسیاری از حیوانات برای جلوگیری از خطر منتقل شدند.
the conservation project translocated several species to promote biodiversity.
پروژه حفاظت از محیط زیست چندین گونه را برای ترویج تنوع زیستی منتقل کرد.
translocated trees can take time to adapt to their new environment.
درختان منتقلشده ممکن است مدتی طول بکشد تا با محیط جدید خود سازگار شوند.
the study focused on how translocated fish survive in new waters.
این مطالعه بر این تمرکز داشت که ماهیهای منتقلشده چگونه در آبهای جدید زنده میمانند.
farmers translocated crops to improve yield in different soil types.
کشاورزان محصولات را برای بهبود عملکرد در انواع مختلف خاک منتقل کردند.
wildlife experts translocated the deer to reduce overpopulation.
متخصصان حیات وحش گوزنها را برای کاهش جمعیت زیاد منتقل کردند.
translocated animals often require monitoring to ensure their survival.
حیوانات منتقلشده اغلب به نظارت برای اطمینان از بقای آنها نیاز دارند.
translocated species
گونههای منتقل شده
translocated plants
گیاهان منتقل شده
translocated animals
حیوانات منتقل شده
translocated populations
جمعیتهای منتقل شده
translocated genes
ژنهای منتقل شده
translocated individuals
افراد منتقل شده
translocated habitats
زیستگاههای منتقل شده
translocated resources
منابع منتقل شده
translocated ecosystems
اکوسیستمهای منتقل شده
translocated regions
مناطق منتقل شده
the plants were translocated to a new location for better sunlight.
گیاهان به مکان جدیدی برای دریافت نور خورشید بهتر منتقل شدند.
researchers translocated the endangered species to a safer habitat.
محققان گونههای در معرض خطر را به زیستگاه امنتری منتقل کردند.
the team translocated the coral to help restore the reef.
تیم مرجانها را برای کمک به احیای صخره منتقل کرد.
after the storm, many animals were translocated to avoid danger.
پس از طوفان، بسیاری از حیوانات برای جلوگیری از خطر منتقل شدند.
the conservation project translocated several species to promote biodiversity.
پروژه حفاظت از محیط زیست چندین گونه را برای ترویج تنوع زیستی منتقل کرد.
translocated trees can take time to adapt to their new environment.
درختان منتقلشده ممکن است مدتی طول بکشد تا با محیط جدید خود سازگار شوند.
the study focused on how translocated fish survive in new waters.
این مطالعه بر این تمرکز داشت که ماهیهای منتقلشده چگونه در آبهای جدید زنده میمانند.
farmers translocated crops to improve yield in different soil types.
کشاورزان محصولات را برای بهبود عملکرد در انواع مختلف خاک منتقل کردند.
wildlife experts translocated the deer to reduce overpopulation.
متخصصان حیات وحش گوزنها را برای کاهش جمعیت زیاد منتقل کردند.
translocated animals often require monitoring to ensure their survival.
حیوانات منتقلشده اغلب به نظارت برای اطمینان از بقای آنها نیاز دارند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید