| شکل سوم شخص مفرد | travails |
| جمع | travails |
| قسمت سوم فعل | travailed |
| صفت یا فعل حال استمراری | travailing |
| زمان گذشته | travailed |
Mothers know the travail of giving birth to a child.
مادران از درد و رنج زایمان فرزند آگاهند.
He gained the medal through his painful travail.
او مدال را از طریق تلاش دردناک خود به دست آورد.
to undergo great travail
برای متحمل شدن تلاش زیاد
to labor in travail
برای تلاش در تلاش
to face the travail of childbirth
برای مواجهه با درد و رنج زایمان
to bear the travail of raising children
برای تحمل درد و رنج بزرگ کردن فرزندان
to endure the travail of a long journey
برای تحمل درد و رنج یک سفر طولانی
to overcome the travail of a difficult project
برای غلبه بر درد و رنج یک پروژه دشوار
to be in the midst of travail
در میان درد و رنج بودن
to share in the travail of others
برای سهیم شدن در درد و رنج دیگران
to alleviate the travail of poverty
برای کاهش درد و رنج فقر
to witness the travail of war
برای دیدن درد و رنج جنگ
A keen interest in the travails of Everyman has defined his television career, too.
علاقه وافر به رنجها و سختیهای آدم معمولی، حرفه تلویزیونی او را نیز تعریف کرده است.
منبع: The Economist (Summary)A new concept in air transportation, the travail has been taken out of travel.
یک مفهوم جدید در حمل و نقل هوایی، سختی سفر از بین رفته است.
منبع: CNN Listening Collection June 2014Then, we have assonance, vain, and travail so that long sort of vowel sound.
سپس، ما همآوایی، پوچ و رنج داریم تا آن نوع طولانی صدای مصوتی ایجاد شود.
منبع: Appreciation of English PoetryThe vain travail hath wearied me so sore, I am of them that farthest cometh behind.
رنج بیهوده من را تا این حد خسته کرده است، من از کسانی هستم که از همه عقبتر هستند.
منبع: Appreciation of English PoetryJournalist-haters in his mould might not care about the travails of America's news firms, but many Americans do.
کسانی که از روزنامهنگاران متنفرند، ممکن است به رنج شرکتهای خبری آمریکا اهمیتی ندهند، اما بسیاری از آمریکاییها اینطور نیستند.
منبع: The Economist - ComprehensiveFlaubert's novel shows us the tensions and travails of married life without ever really taking sides.
رمان فلوبِر نشان میدهد که زندگی مشترک چه تنشها و رنجهایی دارد، بدون اینکه واقعاً طرف هیچکدام را بگیرد.
منبع: LiteraturePast energy shocks have been associated not only with inflation, but deep recessions, too, as exemplified by the economic travails of the 1970s.
شوکهای انرژی گذشته نه تنها با تورم، بلکه با رکودهای عمیق نیز همراه بوده است، همانطور که تجربه رنجهای اقتصادی دهه 1970 نشان میدهد.
منبع: The Economist (Summary)The question for China, and for the many companies and countries around the world linked to its economy, is whether Mr Li's travails are indicative of a much broader problem.
سوال برای چین و بسیاری از شرکتها و کشورهایی که در جهان به اقتصاد آن مرتبط هستند این است که آیا رنجهای آقای لی نشان دهنده یک مشکل بسیار گستردهتر است یا خیر.
منبع: Soren course audioA slew of recent indicators suggests the euro area is slipping into recession, as Germany's exports slow, the fiscal screws tighten, confidence slumps and the banks' travails imply tighter credit.
تعدادی از شاخصهای اخیر نشان میدهد که منطقه یورو در حال لغزش به سمت رکود است، زیرا صادرات آلمان کاهش مییابد، سیاستهای مالی سفتتر میشوند، اعتماد کاهش مییابد و رنجهای بانکها نشاندهنده محدودیت اعتبارات است.
منبع: The Economist - ComprehensiveThe mother of my flesh was much perplexed, for, with a heart pure in thy faith, she was always in deep travail for my eternal salvation.
مادرم که گوشت و خون من بود، بسیار سردرگم بود، زیرا با قلبی خالص در ایمان تو، همیشه برای رستگاری ابدی من در رنج عمیقی بود.
منبع: Volume One: ConfessionsMothers know the travail of giving birth to a child.
مادران از درد و رنج زایمان فرزند آگاهند.
He gained the medal through his painful travail.
او مدال را از طریق تلاش دردناک خود به دست آورد.
to undergo great travail
برای متحمل شدن تلاش زیاد
to labor in travail
برای تلاش در تلاش
to face the travail of childbirth
برای مواجهه با درد و رنج زایمان
to bear the travail of raising children
برای تحمل درد و رنج بزرگ کردن فرزندان
to endure the travail of a long journey
برای تحمل درد و رنج یک سفر طولانی
to overcome the travail of a difficult project
برای غلبه بر درد و رنج یک پروژه دشوار
to be in the midst of travail
در میان درد و رنج بودن
to share in the travail of others
برای سهیم شدن در درد و رنج دیگران
to alleviate the travail of poverty
برای کاهش درد و رنج فقر
to witness the travail of war
برای دیدن درد و رنج جنگ
A keen interest in the travails of Everyman has defined his television career, too.
علاقه وافر به رنجها و سختیهای آدم معمولی، حرفه تلویزیونی او را نیز تعریف کرده است.
منبع: The Economist (Summary)A new concept in air transportation, the travail has been taken out of travel.
یک مفهوم جدید در حمل و نقل هوایی، سختی سفر از بین رفته است.
منبع: CNN Listening Collection June 2014Then, we have assonance, vain, and travail so that long sort of vowel sound.
سپس، ما همآوایی، پوچ و رنج داریم تا آن نوع طولانی صدای مصوتی ایجاد شود.
منبع: Appreciation of English PoetryThe vain travail hath wearied me so sore, I am of them that farthest cometh behind.
رنج بیهوده من را تا این حد خسته کرده است، من از کسانی هستم که از همه عقبتر هستند.
منبع: Appreciation of English PoetryJournalist-haters in his mould might not care about the travails of America's news firms, but many Americans do.
کسانی که از روزنامهنگاران متنفرند، ممکن است به رنج شرکتهای خبری آمریکا اهمیتی ندهند، اما بسیاری از آمریکاییها اینطور نیستند.
منبع: The Economist - ComprehensiveFlaubert's novel shows us the tensions and travails of married life without ever really taking sides.
رمان فلوبِر نشان میدهد که زندگی مشترک چه تنشها و رنجهایی دارد، بدون اینکه واقعاً طرف هیچکدام را بگیرد.
منبع: LiteraturePast energy shocks have been associated not only with inflation, but deep recessions, too, as exemplified by the economic travails of the 1970s.
شوکهای انرژی گذشته نه تنها با تورم، بلکه با رکودهای عمیق نیز همراه بوده است، همانطور که تجربه رنجهای اقتصادی دهه 1970 نشان میدهد.
منبع: The Economist (Summary)The question for China, and for the many companies and countries around the world linked to its economy, is whether Mr Li's travails are indicative of a much broader problem.
سوال برای چین و بسیاری از شرکتها و کشورهایی که در جهان به اقتصاد آن مرتبط هستند این است که آیا رنجهای آقای لی نشان دهنده یک مشکل بسیار گستردهتر است یا خیر.
منبع: Soren course audioA slew of recent indicators suggests the euro area is slipping into recession, as Germany's exports slow, the fiscal screws tighten, confidence slumps and the banks' travails imply tighter credit.
تعدادی از شاخصهای اخیر نشان میدهد که منطقه یورو در حال لغزش به سمت رکود است، زیرا صادرات آلمان کاهش مییابد، سیاستهای مالی سفتتر میشوند، اعتماد کاهش مییابد و رنجهای بانکها نشاندهنده محدودیت اعتبارات است.
منبع: The Economist - ComprehensiveThe mother of my flesh was much perplexed, for, with a heart pure in thy faith, she was always in deep travail for my eternal salvation.
مادرم که گوشت و خون من بود، بسیار سردرگم بود، زیرا با قلبی خالص در ایمان تو، همیشه برای رستگاری ابدی من در رنج عمیقی بود.
منبع: Volume One: Confessionsلغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید