travail

[ایالات متحده]/'træveɪl/
[بریتانیا]/'trævel/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. درد زایمان; زایمان دشوار

vi. سخت کار کردن; تحمل دردهای زایمان
Word Forms
شکل سوم شخص مفردtravails
جمعtravails
قسمت سوم فعلtravailed
صفت یا فعل حال استمراریtravailing
زمان گذشتهtravailed

جملات نمونه

Mothers know the travail of giving birth to a child.

مادران از درد و رنج زایمان فرزند آگاهند.

He gained the medal through his painful travail.

او مدال را از طریق تلاش دردناک خود به دست آورد.

to undergo great travail

برای متحمل شدن تلاش زیاد

to labor in travail

برای تلاش در تلاش

to face the travail of childbirth

برای مواجهه با درد و رنج زایمان

to bear the travail of raising children

برای تحمل درد و رنج بزرگ کردن فرزندان

to endure the travail of a long journey

برای تحمل درد و رنج یک سفر طولانی

to overcome the travail of a difficult project

برای غلبه بر درد و رنج یک پروژه دشوار

to be in the midst of travail

در میان درد و رنج بودن

to share in the travail of others

برای سهیم شدن در درد و رنج دیگران

to alleviate the travail of poverty

برای کاهش درد و رنج فقر

to witness the travail of war

برای دیدن درد و رنج جنگ

نمونه‌های واقعی

A keen interest in the travails of Everyman has defined his television career, too.

علاقه وافر به رنج‌ها و سختی‌های آدم معمولی، حرفه تلویزیونی او را نیز تعریف کرده است.

منبع: The Economist (Summary)

A new concept in air transportation, the travail has been taken out of travel.

یک مفهوم جدید در حمل و نقل هوایی، سختی سفر از بین رفته است.

منبع: CNN Listening Collection June 2014

Then, we have assonance, vain, and travail so that long sort of vowel sound.

سپس، ما هم‌آوایی، پوچ و رنج داریم تا آن نوع طولانی صدای مصوتی ایجاد شود.

منبع: Appreciation of English Poetry

The vain travail hath wearied me so sore, I am of them that farthest cometh behind.

رنج بیهوده من را تا این حد خسته کرده است، من از کسانی هستم که از همه عقب‌تر هستند.

منبع: Appreciation of English Poetry

Journalist-haters in his mould might not care about the travails of America's news firms, but many Americans do.

کسانی که از روزنامه‌نگاران متنفرند، ممکن است به رنج شرکت‌های خبری آمریکا اهمیتی ندهند، اما بسیاری از آمریکایی‌ها اینطور نیستند.

منبع: The Economist - Comprehensive

Flaubert's novel shows us the tensions and travails of married life without ever really taking sides.

رمان فلوبِر نشان می‌دهد که زندگی مشترک چه تنش‌ها و رنج‌هایی دارد، بدون اینکه واقعاً طرف هیچ‌کدام را بگیرد.

منبع: Literature

Past energy shocks have been associated not only with inflation, but deep recessions, too, as exemplified by the economic travails of the 1970s.

شوک‌های انرژی گذشته نه تنها با تورم، بلکه با رکودهای عمیق نیز همراه بوده است، همانطور که تجربه رنج‌های اقتصادی دهه 1970 نشان می‌دهد.

منبع: The Economist (Summary)

The question for China, and for the many companies and countries around the world linked to its economy, is whether Mr Li's travails are indicative of a much broader problem.

سوال برای چین و بسیاری از شرکت‌ها و کشورهایی که در جهان به اقتصاد آن مرتبط هستند این است که آیا رنج‌های آقای لی نشان دهنده یک مشکل بسیار گسترده‌تر است یا خیر.

منبع: Soren course audio

A slew of recent indicators suggests the euro area is slipping into recession, as Germany's exports slow, the fiscal screws tighten, confidence slumps and the banks' travails imply tighter credit.

تعدادی از شاخص‌های اخیر نشان می‌دهد که منطقه یورو در حال لغزش به سمت رکود است، زیرا صادرات آلمان کاهش می‌یابد، سیاست‌های مالی سفت‌تر می‌شوند، اعتماد کاهش می‌یابد و رنج‌های بانک‌ها نشان‌دهنده محدودیت اعتبارات است.

منبع: The Economist - Comprehensive

The mother of my flesh was much perplexed, for, with a heart pure in thy faith, she was always in deep travail for my eternal salvation.

مادرم که گوشت و خون من بود، بسیار سردرگم بود، زیرا با قلبی خالص در ایمان تو، همیشه برای رستگاری ابدی من در رنج عمیقی بود.

منبع: Volume One: Confessions

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید