travailing

[ایالات متحده]/trəˈveɪlɪŋ/
[بریتانیا]/trəˈveɪlɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. درد زایمان؛ کار سخت
v. سخت کار کردن؛ تحمل درد زایمان

عبارات و ترکیب‌ها

travailing artist

هنرمند در حال سفر

travailing mother

مادر در حال سفر

travailing effort

تلاش در حال سفر

travailing journey

سفر در حال سفر

travailing heart

قلب در حال سفر

travailing spirit

روح در حال سفر

travailing times

زمان‌های در حال سفر

travailing soul

روح در حال سفر

travailing work

کار در حال سفر

travailing task

وظیفه در حال سفر

جملات نمونه

she was travailing through her difficult pregnancy.

او در دوران بارداری دشوار خود با سختی‌ها دست و پنجه روبرو بود.

the workers were travailing under harsh conditions.

کارگران در شرایط سخت تلاش می‌کردند.

he was travailing to complete his thesis on time.

او برای اتمام پایان‌نامه خود به موقع تلاش می‌کرد.

they were travailing to build a better future for their children.

آنها برای ساختن آینده‌ای بهتر برای فرزندانشان تلاش می‌کردند.

she felt like she was travailing in a never-ending cycle.

او احساس می‌کرد که در یک چرخه بی‌پایان تلاش می‌کند.

the team was travailing to meet the project deadline.

تیم برای رسیدن به مهلت پروژه تلاش می‌کرد.

he was travailing with his emotions after the loss.

او پس از دست دادن با احساسات خود دست و پنجه روبرو بود.

she was travailing through the challenges of her new job.

او در حال گذراندن چالش‌های شغل جدید خود بود.

the students were travailing to understand the complex material.

دانشجویان برای درک مطالب پیچیده تلاش می‌کردند.

they were travailing to improve their community.

آنها برای بهبود جامعه خود تلاش می‌کردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید