travelogs

[ایالات متحده]/ˈtræv.əl.ɒg/
[بریتانیا]/ˈtræv.əl.ɑːg/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. سخنرانی یا مستند در مورد تجربیات سفر

عبارات و ترکیب‌ها

travelog entry

ورودنامه سفر

travelog blog

بلاگ سفر

travelog update

به‌روزرسانی سفر

travelog site

سایت سفر

travelog journal

دفترچه سفر

travelog video

ویدئوی سفر

travelog review

بررسی سفر

travelog series

سری سفر

travelog guide

راهنمای سفر

travelog map

نقشه سفر

جملات نمونه

she wrote a travelog about her trip to japan.

او درباره سفرش به ژاپن یک سفرنامه نوشت.

his travelog includes stunning photographs of the landscapes.

سفرنامه او شامل عکس‌های خیره‌کننده از مناظر است.

i enjoy reading travelogs from different cultures.

من از خواندن سفرنامه‌هایی از فرهنگ‌های مختلف لذت می‌برم.

writing a travelog helps me remember my adventures.

نوشتن یک سفرنامه به من کمک می‌کند تا ماجراجویی‌هایم را به خاطر بسپارم.

the travelog was filled with interesting anecdotes.

سفرنامه پر از داستان‌های جالب بود.

she shared her travelog on her blog.

او سفرنامه خود را در وبلاگ خود به اشتراک گذاشت.

his travelog captures the essence of each destination.

سفرنامه او جوهر هر مقصد را به تصویر می‌کشد.

they published a travelog detailing their journey through europe.

آنها یک سفرنامه منتشر کردند که سفر خود را در اروپا شرح می‌داد.

reading her travelog inspired me to plan my own trip.

خواندن سفرنامه او من را به برنامه‌ریزی سفر خود تشویق کرد.

the travelog was both informative and entertaining.

سفرنامه هم آموزنده و هم سرگرم‌کننده بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید